wauled loudly
زوزه کشیدن با صدای بلند
wauled softly
زوزه کشیدن به آرامی
wauled in pain
زوزه کشیدن از درد
wauled at night
زوزه کشیدن در شب
wauled for help
زوزه کشیدن برای کمک
wauled with grief
زوزه کشیدن با اندوه
wauled in distress
زوزه کشیدن در پریشانی
wauled in fear
زوزه کشیدن از ترس
wauled for attention
زوزه کشیدن برای جلب توجه
the dog wauled all night long.
سگ تمام شب زوزه میکشید.
when the storm hit, the wolves wauled in the distance.
وقتی طوفان آمد، گرگها دوردستها زوزه میکشیدند.
he wauled in pain after falling off his bike.
او بعد از افتادن از دوچرخه به درد زوزه کشید.
the baby wauled for attention.
نوزاد برای جلب توجه زوزه میکشید.
she wauled in frustration when she lost the game.
او وقتی بازی را باخت، از سر ناامیدی زوزه کشید.
the cat wauled at the door, wanting to go outside.
گربه به در زوزه میکشید، میخواست بیرون برود.
as the night grew darker, the coyotes began to wauled.
همانطور که شب تاریکتر میشد، کایوتها شروع به زوزه کشیدن کردند.
he couldn't help but wauled when he heard the sad news.
وقتی خبرهای غمانگیز را شنید، نتوانست جلوی زوزه کشیدن خود را بگیرد.
the crowd wauled in excitement when the band started playing.
وقتی گروه شروع به نواختن کرد، جمعیت با هیجان زوزه کشیدند.
after the loss, the fans wauled in disappointment.
بعد از شکست، طرفداران ناامیدانه زوزه کشیدند.
wauled loudly
زوزه کشیدن با صدای بلند
wauled softly
زوزه کشیدن به آرامی
wauled in pain
زوزه کشیدن از درد
wauled at night
زوزه کشیدن در شب
wauled for help
زوزه کشیدن برای کمک
wauled with grief
زوزه کشیدن با اندوه
wauled in distress
زوزه کشیدن در پریشانی
wauled in fear
زوزه کشیدن از ترس
wauled for attention
زوزه کشیدن برای جلب توجه
the dog wauled all night long.
سگ تمام شب زوزه میکشید.
when the storm hit, the wolves wauled in the distance.
وقتی طوفان آمد، گرگها دوردستها زوزه میکشیدند.
he wauled in pain after falling off his bike.
او بعد از افتادن از دوچرخه به درد زوزه کشید.
the baby wauled for attention.
نوزاد برای جلب توجه زوزه میکشید.
she wauled in frustration when she lost the game.
او وقتی بازی را باخت، از سر ناامیدی زوزه کشید.
the cat wauled at the door, wanting to go outside.
گربه به در زوزه میکشید، میخواست بیرون برود.
as the night grew darker, the coyotes began to wauled.
همانطور که شب تاریکتر میشد، کایوتها شروع به زوزه کشیدن کردند.
he couldn't help but wauled when he heard the sad news.
وقتی خبرهای غمانگیز را شنید، نتوانست جلوی زوزه کشیدن خود را بگیرد.
the crowd wauled in excitement when the band started playing.
وقتی گروه شروع به نواختن کرد، جمعیت با هیجان زوزه کشیدند.
after the loss, the fans wauled in disappointment.
بعد از شکست، طرفداران ناامیدانه زوزه کشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید