waylays travelers
مسافران را کمین میکند
waylays friends
دوستان را کمین میکند
waylays victims
قربانیان را کمین میکند
waylays enemies
دشمنان را کمین میکند
waylays strangers
غریبهها را کمین میکند
waylays passersby
گذریها را کمین میکند
waylays opponents
حریفان را کمین میکند
waylays customers
مشتریها را کمین میکند
waylays pedestrians
پیادهروها را کمین میکند
waylays allies
همپیمانان را کمین میکند
the thief waylays unsuspecting pedestrians.
سارق رهگذران غافلگیر را کمین میکند.
she waylays her friends with surprise parties.
او دوستانش را با مهمانیهای غافلگیرهکننده کمین میکند.
the dog waylays the mailman every morning.
سگ هر روز صبح پستچی را کمین میکند.
he waylays his opponents in the game.
او حریفانش را در بازی کمین میکند.
the bandit waylays travelers on the road.
چاقالدزد مسافران را در جاده کمین میکند.
she waylays her colleagues for a chat.
او با همکارانش برای گپ و گفت کمین میکند.
the detective waylays suspects for questioning.
مامور پلیس مظنونین را برای بازجویی کمین میکند.
the cat waylays birds in the garden.
گربه پرندگان را در باغ کمین میکند.
he waylays customers with special offers.
او مشتریان را با پیشنهادات ویژه کمین میکند.
the villain waylays the hero at the end of the story.
شرور قهرمان را در پایان داستان کمین میکند.
waylays travelers
مسافران را کمین میکند
waylays friends
دوستان را کمین میکند
waylays victims
قربانیان را کمین میکند
waylays enemies
دشمنان را کمین میکند
waylays strangers
غریبهها را کمین میکند
waylays passersby
گذریها را کمین میکند
waylays opponents
حریفان را کمین میکند
waylays customers
مشتریها را کمین میکند
waylays pedestrians
پیادهروها را کمین میکند
waylays allies
همپیمانان را کمین میکند
the thief waylays unsuspecting pedestrians.
سارق رهگذران غافلگیر را کمین میکند.
she waylays her friends with surprise parties.
او دوستانش را با مهمانیهای غافلگیرهکننده کمین میکند.
the dog waylays the mailman every morning.
سگ هر روز صبح پستچی را کمین میکند.
he waylays his opponents in the game.
او حریفانش را در بازی کمین میکند.
the bandit waylays travelers on the road.
چاقالدزد مسافران را در جاده کمین میکند.
she waylays her colleagues for a chat.
او با همکارانش برای گپ و گفت کمین میکند.
the detective waylays suspects for questioning.
مامور پلیس مظنونین را برای بازجویی کمین میکند.
the cat waylays birds in the garden.
گربه پرندگان را در باغ کمین میکند.
he waylays customers with special offers.
او مشتریان را با پیشنهادات ویژه کمین میکند.
the villain waylays the hero at the end of the story.
شرور قهرمان را در پایان داستان کمین میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید