weaponizes

[ایالات متحده]/[ˈwepənˌaɪz]/
[بریتانیا]/[ˈwepənˌaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (transitive) تجهیز کردن یا مسلح کردن کسی یا چیزی برای استفاده به عنوان سلاح؛ استفاده از چیزی، به ویژه اطلاعات یا مهارتی، به روشی تهاجمی یا مضر.
v. (intransitive) عمل کردن به روشی که از چیزی به عنوان سلاح استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

weaponizes information

به کارگیری اطلاعات به عنوان سلاح

weaponizes fear

به کارگیری ترس به عنوان سلاح

weaponizes data

به کارگیری داده‌ها به عنوان سلاح

weaponizes language

به کارگیری زبان به عنوان سلاح

weaponizes public opinion

به کارگیری نظر عمومی به عنوان سلاح

weaponizes trust

به کارگیری اعتماد به عنوان سلاح

جملات نمونه

the government weaponizes social media to spread propaganda.

دولت از رسانه‌های اجتماعی برای انتشار پروپاگاندا استفاده می‌کند.

he weaponizes his charm to manipulate people around him.

او از جذابیت خود برای دستکاری افراد اطرافش استفاده می‌کند.

the company weaponizes customer data for targeted advertising.

شرکت از داده‌های مشتری برای تبلیغات هدفمند استفاده می‌کند.

she weaponizes her intelligence to gain an advantage.

او از هوش خود برای به دست آوردن برتری استفاده می‌کند.

the politician weaponizes fear to rally support for his policies.

سیاستمدار از ترس برای جلب حمایت از سیاست‌های خود استفاده می‌کند.

they weaponizes humor to deflect criticism and criticism.

آنها از طنز برای منحرف کردن انتقاد و انتقاد استفاده می‌کنند.

the media weaponizes information to shape public opinion.

رسانه‌ها از اطلاعات برای شکل‌دهی به افکار عمومی استفاده می‌کنند.

he weaponizes his position to intimidate his colleagues.

او از موقعیت خود برای ارعاب همکارانش استفاده می‌کند.

the activist weaponizes art to raise awareness about the issue.

فعال از هنر برای افزایش آگاهی در مورد این موضوع استفاده می‌کند.

the corporation weaponizes legal loopholes to avoid responsibility.

شرکت از راه فرارقانونی برای اجتناب از مسئولیت استفاده می‌کند.

the team weaponizes analytics to improve their performance.

تیم از تجزیه‌وتحلیل برای بهبود عملکرد خود استفاده می‌کند.

he weaponizes silence to control the narrative.

او از سکوت برای کنترل روایت استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید