weaponizes information
به کارگیری اطلاعات به عنوان سلاح
weaponizes fear
به کارگیری ترس به عنوان سلاح
weaponizes data
به کارگیری دادهها به عنوان سلاح
weaponizes language
به کارگیری زبان به عنوان سلاح
weaponizes public opinion
به کارگیری نظر عمومی به عنوان سلاح
weaponizes trust
به کارگیری اعتماد به عنوان سلاح
the government weaponizes social media to spread propaganda.
دولت از رسانههای اجتماعی برای انتشار پروپاگاندا استفاده میکند.
he weaponizes his charm to manipulate people around him.
او از جذابیت خود برای دستکاری افراد اطرافش استفاده میکند.
the company weaponizes customer data for targeted advertising.
شرکت از دادههای مشتری برای تبلیغات هدفمند استفاده میکند.
she weaponizes her intelligence to gain an advantage.
او از هوش خود برای به دست آوردن برتری استفاده میکند.
the politician weaponizes fear to rally support for his policies.
سیاستمدار از ترس برای جلب حمایت از سیاستهای خود استفاده میکند.
they weaponizes humor to deflect criticism and criticism.
آنها از طنز برای منحرف کردن انتقاد و انتقاد استفاده میکنند.
the media weaponizes information to shape public opinion.
رسانهها از اطلاعات برای شکلدهی به افکار عمومی استفاده میکنند.
he weaponizes his position to intimidate his colleagues.
او از موقعیت خود برای ارعاب همکارانش استفاده میکند.
the activist weaponizes art to raise awareness about the issue.
فعال از هنر برای افزایش آگاهی در مورد این موضوع استفاده میکند.
the corporation weaponizes legal loopholes to avoid responsibility.
شرکت از راه فرارقانونی برای اجتناب از مسئولیت استفاده میکند.
the team weaponizes analytics to improve their performance.
تیم از تجزیهوتحلیل برای بهبود عملکرد خود استفاده میکند.
he weaponizes silence to control the narrative.
او از سکوت برای کنترل روایت استفاده میکند.
weaponizes information
به کارگیری اطلاعات به عنوان سلاح
weaponizes fear
به کارگیری ترس به عنوان سلاح
weaponizes data
به کارگیری دادهها به عنوان سلاح
weaponizes language
به کارگیری زبان به عنوان سلاح
weaponizes public opinion
به کارگیری نظر عمومی به عنوان سلاح
weaponizes trust
به کارگیری اعتماد به عنوان سلاح
the government weaponizes social media to spread propaganda.
دولت از رسانههای اجتماعی برای انتشار پروپاگاندا استفاده میکند.
he weaponizes his charm to manipulate people around him.
او از جذابیت خود برای دستکاری افراد اطرافش استفاده میکند.
the company weaponizes customer data for targeted advertising.
شرکت از دادههای مشتری برای تبلیغات هدفمند استفاده میکند.
she weaponizes her intelligence to gain an advantage.
او از هوش خود برای به دست آوردن برتری استفاده میکند.
the politician weaponizes fear to rally support for his policies.
سیاستمدار از ترس برای جلب حمایت از سیاستهای خود استفاده میکند.
they weaponizes humor to deflect criticism and criticism.
آنها از طنز برای منحرف کردن انتقاد و انتقاد استفاده میکنند.
the media weaponizes information to shape public opinion.
رسانهها از اطلاعات برای شکلدهی به افکار عمومی استفاده میکنند.
he weaponizes his position to intimidate his colleagues.
او از موقعیت خود برای ارعاب همکارانش استفاده میکند.
the activist weaponizes art to raise awareness about the issue.
فعال از هنر برای افزایش آگاهی در مورد این موضوع استفاده میکند.
the corporation weaponizes legal loopholes to avoid responsibility.
شرکت از راه فرارقانونی برای اجتناب از مسئولیت استفاده میکند.
the team weaponizes analytics to improve their performance.
تیم از تجزیهوتحلیل برای بهبود عملکرد خود استفاده میکند.
he weaponizes silence to control the narrative.
او از سکوت برای کنترل روایت استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید