weathermen

[ایالات متحده]/'weðəmæn/
[بریتانیا]/'wɛðɚmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواشناس؛ کسی که شرایط جوی را ثبت و پیش‌بینی می‌کند.

جملات نمونه

The weatherman predicted a freeze for tonight.

پیش‌بینی هواشناسی مبنی بر یخبندان امشب بود.

The weatherman predicted a sunny day tomorrow.

هواشناس پیش‌بینی کرد که فردا هوا آفتابی خواهد بود.

I always trust the weatherman's forecast.

من همیشه به پیش‌بینی هواشناس اعتماد دارم.

The weatherman warned of a possible storm approaching.

هواشناس از احتمال وقوع طوفان قریب‌الوقوع هشدار داد.

The weatherman is on TV every evening.

هواشناس هر شب در تلویزیون است.

The weatherman's job is to predict the weather.

وظیفه هواشناس پیش‌بینی آب و هوا است.

The weatherman uses various tools to make forecasts.

هواشناس از ابزارهای مختلف برای پیش‌بینی استفاده می‌کند.

The weatherman mentioned a chance of snow next week.

هواشناس به احتمال بارش برف هفته آینده اشاره کرد.

I wonder how accurate the weatherman's predictions will be.

من تعجب می‌کنم که پیش‌بینی‌های هواشناس چقدر دقیق خواهند بود.

The weatherman's report said it will be a hot summer.

گزارش هواشناس گفت که تابستان گرمی خواهیم داشت.

The weatherman advised people to stay indoors during the storm.

هواشناس از مردم خواست در طول طوفان در داخل خانه بمانند.

نمونه‌های واقعی

It poured. I could have murdered that weatherman.

باران شدیدی می‌بارید. دلم می‌خواست آن هواشناس را بکشم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

All right, okay, uh, up next is Tess's dad, Randall, who is a weatherman.

خیلی خوب، باشه، اوه، نفر بعدی پدر تسس، رندال، که یک هواشناس است.

منبع: Our Day This Season 1

The weatherman says it's going to rain.

هواشناس می‌گوید قرار است باران ببارد.

منبع: Past National College Entrance Examination Listening Test Questions

The weatherman. Don't you watch the news?

هواشناس. شما اخبار را تماشا نمی‌کنید؟

منبع: Modern Family - Season 08

You sold a house to the channel 7 weatherman?

شما خانه‌ای را به هواشناس کانال 7 فروختید؟

منبع: Modern Family - Season 04

Those weatherman are useless—I hope they had a picnic today too.

آن هواشناس‌ها بی‌مصرف هستند - امیدوارم امروز تعطیلات خوبی داشته باشند.

منبع: New Horizons College English Audio-Visual Course (Third Edition)

The weatherman forecast rain for the rest of the week.

هواشناس پیش‌بینی کرد که بقیه هفته باران خواهد بارید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

What's going on with you and that handsome weatherman?

بین شما و آن هواشناس جذاب چه می‌گذرد؟

منبع: Modern Family - Season 08

Dodie married a TV weatherman who gained something of a reputation in New England for his drawling downeast delivery.

دودیه با یک هواشناس تلویزیونی ازدواج کرد که در نیوانگلند به دلیل لحن خاص و روستایی‌اش شهرت پیدا کرد.

منبع: Stephen King on Writing

And how could the weatherman say, " It's raining cats and dogs? "

و چگونه هواشناس می‌تواند بگوید: "باران گربه‌ها و سگ‌هاست؟"

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید