weeknights

[ایالات متحده]/wiːknaɪts/
[بریتانیا]/wiknaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در شب‌های هفته، معمولاً از دوشنبه تا جمعه

عبارات و ترکیب‌ها

dinner weeknights

شام شب‌های هفته

family weeknights

شب‌های هفته خانوادگی

movie weeknights

شب‌های هفته تماشای فیلم

quiet weeknights

شب‌های هفته آرام

easy weeknights

شب‌های هفته آسان

busy weeknights

شب‌های هفته پرمشغله

late weeknights

شب‌های دیروقت هفته

productive weeknights

شب‌های هفته پربار

fun weeknights

شب‌های هفته سرگرم‌کننده

relaxing weeknights

شب‌های هفته آرامش‌بخش

جملات نمونه

we usually eat dinner together on weeknights.

ما معمولاً شام را با هم در شب‌های هفته می‌خوریم.

she likes to go to the gym on weeknights.

او دوست دارد در شب‌های هفته به باشگاه برود.

weeknights are perfect for catching up on reading.

شب‌های هفته زمان مناسبی برای مطالعه است.

we often watch movies on weeknights.

ما اغلب در شب‌های هفته فیلم می‌بینیم.

he has a part-time job on weeknights.

او در شب‌های هفته یک شغل پاره وقت دارد.

cooking new recipes is fun on weeknights.

پختن دستور العمل‌های جدید در شب‌های هفته سرگرم کننده است.

she studies for her exams on weeknights.

او برای امتحانات خود در شب‌های هفته مطالعه می‌کند.

we have family game night on weeknights.

ما شب بازی خانوادگی در شب‌های هفته داریم.

he prefers to relax at home on weeknights.

او ترجیح می‌دهد در شب‌های هفته در خانه استراحت کند.

weeknights are busy with work and chores.

شب‌های هفته با کار و کارهای خانه پرمشغله است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید