weisses

[ایالات متحده]/wais/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وایس (واحد مومنت مغناطیسی اتمی) Definition: واحد مومنت مغناطیسی اتمی.

عبارات و ترکیب‌ها

weiss beer

بِر ویز

weiss wine

وین ویز

جملات نمونه

Weiss beer is a popular choice at German restaurants.

بِیر وایس یک انتخاب محبوب در رستوران‌های آلمانی است.

She ordered a weiss sausage with sauerkraut for lunch.

او سوسیس وایس با شاوارم برای ناهار سفارش داد.

The weiss wine paired perfectly with the seafood dish.

شراب وایس به طور کامل با غذای دریایی مطابقت داشت.

He prefers weiss bread over whole wheat for his sandwiches.

او ترجیح می‌دهد نان وایس را به جای نان گندم کامل برای ساندویچ‌هایش.

The chef recommended the weiss chocolate cake for dessert.

سرآشپز کیک شکلات وایس را به عنوان دسر توصیه کرد.

The weiss family has been in the wine business for generations.

خانواده وایس برای نسل‌ها در صنعت شراب بوده‌اند.

Weiss vinegar adds a unique flavor to salad dressings.

سرکه وایس طعم منحصر به فردی به سس سالاد می‌بخشد.

The bakery specializes in traditional weiss pastries.

آن شیرینی‌پز در شیرینی‌های سنتی وایس تخصص دارد.

Weiss sauce is a key ingredient in many German dishes.

سس وایس یک ماده اصلی در بسیاری از غذاهای آلمانی است.

She enjoys listening to weiss music while studying.

او از گوش دادن به موسیقی وایس در حالی که درس می‌خواند لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید