weltering

[ایالات متحده]/ˈwɛltərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɛltərɪŋ/

ترجمه

v. غلتیدن یا چرخیدن؛ خیساندن یا اشباع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

weltering heat

گرماي طاقت‌فرسا

weltering waves

امواج طاقت‌فرسا

weltering chaos

هرج و مرج طاقت‌فرسا

weltering emotions

احساسات طاقت‌فرسا

weltering masses

جماهیر طاقت‌فرسا

weltering blood

خون طاقت‌فرسا

weltering passions

اشتیاقات طاقت‌فرسا

weltering thoughts

افکار طاقت‌فرسا

weltering landscape

مناظر طاقت‌فرسا

weltering darkness

تاریکی طاقت‌فرسا

جملات نمونه

the children were weltering in the muddy puddles after the rain.

کودکان در پس از باران در چاله های گل آلود غوطه ور بودند.

she felt her emotions weltering inside her during the argument.

او احساس کرد که در طول بحث، احساساتش در درونش غوطه ور است.

the weltering heat of the summer made everyone seek shade.

گرماي طاقت فرساي تابستان باعث شد همه به دنبال سایه باشند.

after the storm, the river was weltering with debris.

پس از طوفان، رودخانه پر از بقایای زباله بود.

he was weltering in his own thoughts, unable to focus.

او در افکار خود غوطه ور بود و نمی توانست تمرکز کند.

the crowd was weltering with excitement at the concert.

جمعیت در کنسرت با هیجان غوطه ور بود.

she watched the weltering waves crash against the shore.

او موج های غوطه ور را به ساحل برخورد کرد.

his mind was weltering with ideas for the new project.

ذهنش پر از ایده برای پروژه جدید بود.

the soup was weltering on the stove, filling the room with aroma.

سوپ روی اجاق گاز در حال جوشیدن بود و اتاق را با عطر پر می کرد.

they were weltering in the chaos of the festival preparations.

آنها در هرج و مرج آماده سازی جشنواره غوطه ور بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید