wets

[ایالات متحده]/[wets]/
[بریتانیا]/[wets]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present tense of wet) خیس کردن یا تبدیل شدن به خیس؛ مرطوب کردن؛ استفاده از یک ماده خیس بر روی چیزی.
n. کسی که به طور عادت آمیز خودش را خیس می‌کند، به خصوص یک کودک.

عبارات و ترکیب‌ها

wets the appetite

اشتها آور

wets the ground

خیس کردن زمین

wets one's whistle

خیس کردن گلو

wets the soil

خیس کردن خاک

wets the paper

خیس کردن کاغذ

wets the surface

خیس کردن سطح

wets and dries

خیس و خشک کردن

wets the tongue

خیس کردن زبان

wets the cloth

خیس کردن پارچه

wets the fur

خیس کردن پوست

جملات نمونه

the heavy rain wets the pavement, making it slick.

باران شدید پیاده رو را خیس می کند و آن را لغزنده می سازد.

a cool breeze wets your face on a hot summer day.

نسیم خنکی چهره شما را در یک روز گرم تابستان خیس می کند.

the salty spray wets the rocks along the coastline.

اسپری شور سنگ های در امتداد خط ساحلی را خیس می کند.

he wets his whistle before playing the song.

او سوت خود را قبل از نواختن آهنگ خیس می کند.

the damp towel wets her skin after the workout.

حوله‌ی نمناک پوست او را بعد از تمرین خیس می کند.

the fog wets everything with a fine mist.

مه همه چیز را با مه غلیظی خیس می کند.

the dew wets the grass early in the morning.

شبنم علف ها را در اوایل صبح خیس می کند.

the child wets the sponge with water to clean the floor.

کودک اسفنج را با آب خیس می کند تا کف را تمیز کند.

the athlete wets his hands before gripping the bar.

ورزشکار دست های خود را قبل از گرفتن میله خیس می کند.

the paint brush wets the canvas before applying color.

برس نقاشی بوم را قبل از اعمال رنگ خیس می کند.

the sprinkler wets the lawn, keeping it green.

اسپرینکلر چمن را خیس می کند و آن را سبز نگه می دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید