wheats

[ایالات متحده]/wiːts/
[بریتانیا]/wits/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع گندم; کیک‌های گندم

عبارات و ترکیب‌ها

whole wheats

گندم کامل

wheats flour

آرد گندم

red wheats

گندم قرمز

soft wheats

گندم نرم

hard wheats

گندم سخت

spring wheats

گندم بهاری

wheats varieties

گونه‌های گندم

wheats production

تولید گندم

wheats market

بازار گندم

wheats yield

عملکرد گندم

جملات نمونه

wheats are often used to make bread.

غلات اغلب برای تهیه نان استفاده می‌شوند.

farmers grow different types of wheats.

کشاورزان انواع مختلف گندم را پرورش می‌دهند.

whole wheats are healthier than refined ones.

گندم کامل سالم‌تر از انواع فرآوری شده است.

wheats can be harvested in late summer.

می‌توان گندم را در اواخر تابستان برداشت کرد.

many recipes call for whole wheats.

دستورالعمل‌های زیادی نیاز به گندم کامل دارند.

wheats are a staple food in many cultures.

گندم یک غذای اصلی در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

organic wheats are becoming more popular.

گندم‌های ارگانیک محبوبیت بیشتری پیدا می‌کنند.

different climates affect the growth of wheats.

آب و هوای مختلف بر رشد گندم تأثیر می‌گذارد.

wheats can be ground into flour.

می‌توان گندم را به آرد تبدیل کرد.

wheats are essential for making pasta.

گندم برای تهیه پاستا ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید