born

[ایالات متحده]/bɔ:n/
[بریتانیا]/bɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به وجود آمد (شکل گذشته‌ی bear)
adj. ذاتی.

عبارات و ترکیب‌ها

be born

متولد شدن

born and raised

متولد و بزرگ شده

was born

متولد شد

born on

در تاریخ تولد

born of

متولد

born into

وارد شدن به

born again

متولد دوباره

be born with

متولد شدن با

born yesterday

دیروز متولد شده

first born

اولین فرزند

born approximation

تقریب بورن

born to win

متولد شده برای برنده شدن

born days

روزهای تولد

جملات نمونه

born to the purple.

متولد خاندان سلطنتی

I was born in the northeast.

من در شمال شرقی متولد شدم.

He was born in the northwest.

او در شمال غربی متولد شد.

She was born in December.

او در ماه دسامبر متولد شد.

He was born in February.

او در ماه فوریه متولد شد.

He was born on a Friday.

او روز جمعه متولد شد.

she was born in Aberdeen.

او در آبردین متولد شد.

he's a born engineer.

او یک مهندس بالفطره است.

men born to rule.

مردانی که برای حکومت به دنیا آمده اند.

children born with deformities.

کودکانی که با ناهنجاری به دنیا آمده اند.

she is a born survivor.

او یک بازمانده بالفطره است.

I was not born yesterday.

من دیشب متولد نشده ام.

a person born to lead.

یک فردی که برای رهبری به دنیا آمده است.

wisdom born of experience.

حکمت ناشی از تجربه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید