be born
متولد شدن
born and raised
متولد و بزرگ شده
was born
متولد شد
born on
در تاریخ تولد
born of
متولد
born into
وارد شدن به
born again
متولد دوباره
be born with
متولد شدن با
born yesterday
دیروز متولد شده
first born
اولین فرزند
born approximation
تقریب بورن
born to win
متولد شده برای برنده شدن
born days
روزهای تولد
born to the purple.
متولد خاندان سلطنتی
I was born in the northeast.
من در شمال شرقی متولد شدم.
He was born in the northwest.
او در شمال غربی متولد شد.
She was born in December.
او در ماه دسامبر متولد شد.
He was born in February.
او در ماه فوریه متولد شد.
He was born on a Friday.
او روز جمعه متولد شد.
she was born in Aberdeen.
او در آبردین متولد شد.
he's a born engineer.
او یک مهندس بالفطره است.
men born to rule.
مردانی که برای حکومت به دنیا آمده اند.
children born with deformities.
کودکانی که با ناهنجاری به دنیا آمده اند.
she is a born survivor.
او یک بازمانده بالفطره است.
I was not born yesterday.
من دیشب متولد نشده ام.
a person born to lead.
یک فردی که برای رهبری به دنیا آمده است.
wisdom born of experience.
حکمت ناشی از تجربه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید