whets

[ایالات متحده]/wɛts/
[بریتانیا]/wɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تیز کردن (چاقو، تبر و غیره بر روی سنگ)؛ تحریک کردن (اشتها، تمایل، علاقه و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

whets appetite

افزایش اشتها

whets interest

افزایش علاقه

whets curiosity

افزایش کنجکاوی

whets desire

افزایش میل

whets palate

افزایش لذت اشتهایی

whets mind

افزایش تفکر

whets senses

افزایش حواس

whets skills

افزایش مهارت

whets ambition

افزایش جاه‌طلبی

whets creativity

افزایش خلاقیت

جملات نمونه

his speech whets the audience's appetite for more knowledge.

سخنرانی او اشتیاق مخاطبان را برای کسب اطلاعات بیشتر برمی‌انگیزد.

the delicious aroma of the food whets my appetite.

عطر خوشمزه غذا اشتهای من را تحریک می‌کند.

reading that book really whets your interest in history.

خواندن آن کتاب واقعاً علاقه شما را به تاریخ برمی‌انگیزد.

the trailer whets my excitement for the upcoming movie.

تریلر هیجان من را برای فیلم آینده برمی‌انگیزد.

the chef's new dish whets the customers' curiosity.

غذا جدید سرآشپز کنجکاوی مشتریان را برمی‌انگیزد.

her stories always whet my imagination.

داستان‌های او همیشه تخیل من را برمی‌انگیزد.

the challenge whets my competitive spirit.

چالش روحیه رقابتی من را تحریک می‌کند.

the preview whets the viewer's anticipation for the show.

پیش‌نمایش، انتظار بینندگان را برای برنامه برمی‌انگیزد.

the new product launch whets the market's interest.

معرفی محصول جدید علاقه بازار را برمی‌انگیزد.

his enthusiasm whets the team's motivation.

اشتیاق او انگیزه تیم را برمی‌انگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید