ignore the whiners
کسانی که شکایت میکنند را نادیده بگیر
chronic whiners
شکایتکنندگان مزمن
dealing with whiners
تعامل با شکایتکنندگان
just whiners
فقط شکایتکنندگان
were whiners
شکایتکنندگان بودند
whiner mentality
ذهن شکایتکننده
avoid whiners
از شکایتکنندگان پرهیز کن
little whiners
شکایتکنندگان کوچک
we're tired of listening to the constant whiners complaining about everything.
ما خسته شدهایم از گوش دادن به شکایتهای مداوم افرادی که هر چیزی را میگویند.
don't be a whiner; focus on finding a solution to the problem.
خودت را یک شکایتکننده نکن؛ روی یافتن راهحل برای مسئله متمرکز شو.
the project team had to deal with several whiners who refused to cooperate.
تیم پروژه با چند نفر از شکایتکنندههایی که همکاری نمیکردند، کار کرد.
i have no time for whiners and negative people; stay away from them.
زمانی برای شکایتکنندهها و افراد منفی ندارم؛ از آنها دور بمان.
the coach warned the players not to be whiners after the tough loss.
مربی بازیکنان را هشدار داد که پس از باخت سخت، شکایتکننده نباشند.
stop being such a whiner and just get on with your work.
دیگر به عنوان یک شکایتکننده باش، و فقط به کار خود ادامه ده.
the whiners in the office are always causing drama and negativity.
شکایتکنندههای در دفتر همیشه درام و منفیت ایجاد میکنند.
we don't need any whiners on our team; we need positive contributors.
ما هیچ شکایتکنندهای در تیم خود نیاز نداریم؛ ما نیازمند کسانی هستیم که مثبت باشند.
he's just a whiner who wants attention; ignore him.
او فقط یک شکایتکنندهای است که دنبال توجه است؛ او را نادیده بگیر.
the constant whiners made the meeting unproductive and frustrating.
شکایتکنندههای مداوم باعث شدند که جلسه بیفایده و خستهکننده شود.
i'm not going to coddle any whiners; they need to learn responsibility.
من هیچ شکایتکنندهای را نمیپرورانم؛ آنها باید مسئولیتپذیری را یاد بگیرند.
ignore the whiners
کسانی که شکایت میکنند را نادیده بگیر
chronic whiners
شکایتکنندگان مزمن
dealing with whiners
تعامل با شکایتکنندگان
just whiners
فقط شکایتکنندگان
were whiners
شکایتکنندگان بودند
whiner mentality
ذهن شکایتکننده
avoid whiners
از شکایتکنندگان پرهیز کن
little whiners
شکایتکنندگان کوچک
we're tired of listening to the constant whiners complaining about everything.
ما خسته شدهایم از گوش دادن به شکایتهای مداوم افرادی که هر چیزی را میگویند.
don't be a whiner; focus on finding a solution to the problem.
خودت را یک شکایتکننده نکن؛ روی یافتن راهحل برای مسئله متمرکز شو.
the project team had to deal with several whiners who refused to cooperate.
تیم پروژه با چند نفر از شکایتکنندههایی که همکاری نمیکردند، کار کرد.
i have no time for whiners and negative people; stay away from them.
زمانی برای شکایتکنندهها و افراد منفی ندارم؛ از آنها دور بمان.
the coach warned the players not to be whiners after the tough loss.
مربی بازیکنان را هشدار داد که پس از باخت سخت، شکایتکننده نباشند.
stop being such a whiner and just get on with your work.
دیگر به عنوان یک شکایتکننده باش، و فقط به کار خود ادامه ده.
the whiners in the office are always causing drama and negativity.
شکایتکنندههای در دفتر همیشه درام و منفیت ایجاد میکنند.
we don't need any whiners on our team; we need positive contributors.
ما هیچ شکایتکنندهای در تیم خود نیاز نداریم؛ ما نیازمند کسانی هستیم که مثبت باشند.
he's just a whiner who wants attention; ignore him.
او فقط یک شکایتکنندهای است که دنبال توجه است؛ او را نادیده بگیر.
the constant whiners made the meeting unproductive and frustrating.
شکایتکنندههای مداوم باعث شدند که جلسه بیفایده و خستهکننده شود.
i'm not going to coddle any whiners; they need to learn responsibility.
من هیچ شکایتکنندهای را نمیپرورانم؛ آنها باید مسئولیتپذیری را یاد بگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید