| جمع | white-outs |
white-out conditions
شرایط برفپر
white-out occurred
وقوع برفپر
white-out warning
هشدار برفپر
white-out area
منطقه برفپر
white-out risk
خطر برفپر
white-out effect
اثر برفپر
white-out visibility
دیداری در حالت برفپر
white-out caused
عوامل باعث برفپر
white-out situation
وضعیت برفپر
white-out blocked
محدود شدن در حالت برفپر
i used white-out to cover up a mistake in my essay.
من اشکالی در مقالهام را با استفاده از چسب سفید پوشاندم.
she carefully applied white-out to the page.
او با دقت چسب سفید را روی صفحه اعمال کرد.
he ran out of white-out and had to buy more.
او چسب سفید خود را تمام کرد و مجبور شد بیشتری بخرد.
the student used white-out extensively on the exam.
دانشآموز در امتحان به طور گسترده از چسب سفید استفاده کرد.
white-out is useful for correcting handwritten documents.
چسب سفید برای اصلاح اسناد دستنویس مفید است.
i prefer white-out over deleting and retyping.
من به جای حذف و بازنویسی، از چسب سفید ترجیح میدهم.
the teacher frowned at the excessive use of white-out.
معلم به استفاده بیش از حد از چسب سفید ناراحت شد.
she kept a bottle of white-out on her desk.
او یک بطری چسب سفید را روی میزش نگه داشت.
he made a small error and quickly applied white-out.
او یک خطا کوچک ایجاد کرد و به سرعت چسب سفید اعمال کرد.
the document was riddled with white-out marks.
این اسناد پر از نشانههای چسب سفید بود.
she bought a new tube of white-out at the store.
او یک لوله جدید چسب سفید را در فروشگاه خرید.
white-out conditions
شرایط برفپر
white-out occurred
وقوع برفپر
white-out warning
هشدار برفپر
white-out area
منطقه برفپر
white-out risk
خطر برفپر
white-out effect
اثر برفپر
white-out visibility
دیداری در حالت برفپر
white-out caused
عوامل باعث برفپر
white-out situation
وضعیت برفپر
white-out blocked
محدود شدن در حالت برفپر
i used white-out to cover up a mistake in my essay.
من اشکالی در مقالهام را با استفاده از چسب سفید پوشاندم.
she carefully applied white-out to the page.
او با دقت چسب سفید را روی صفحه اعمال کرد.
he ran out of white-out and had to buy more.
او چسب سفید خود را تمام کرد و مجبور شد بیشتری بخرد.
the student used white-out extensively on the exam.
دانشآموز در امتحان به طور گسترده از چسب سفید استفاده کرد.
white-out is useful for correcting handwritten documents.
چسب سفید برای اصلاح اسناد دستنویس مفید است.
i prefer white-out over deleting and retyping.
من به جای حذف و بازنویسی، از چسب سفید ترجیح میدهم.
the teacher frowned at the excessive use of white-out.
معلم به استفاده بیش از حد از چسب سفید ناراحت شد.
she kept a bottle of white-out on her desk.
او یک بطری چسب سفید را روی میزش نگه داشت.
he made a small error and quickly applied white-out.
او یک خطا کوچک ایجاد کرد و به سرعت چسب سفید اعمال کرد.
the document was riddled with white-out marks.
این اسناد پر از نشانههای چسب سفید بود.
she bought a new tube of white-out at the store.
او یک لوله جدید چسب سفید را در فروشگاه خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید