whiteouts

[ایالات متحده]/ˈwaɪtaʊts/
[بریتانیا]/ˈwaɪtaʊts/

ترجمه

n. کوری موقتی ناشی از قرار گرفتن در معرض شرایط شدید؛ پدیده جوی سفیدرنگ در مناطق قطبی

عبارات و ترکیب‌ها

whiteouts warning

هشدارهای سفیدپوش

whiteouts conditions

شرایط سفیدپوش

whiteouts effects

اثرات سفیدپوش

whiteouts forecast

پیش‌بینی سفیدپوش

whiteouts safety

ایمنی در برابر سفیدپوش

whiteouts visibility

دید در شرایط سفیدپوش

whiteouts alerts

هشدارهای سفیدپوش

whiteouts impacts

تاثیرات سفیدپوش

whiteouts travel

سفر در شرایط سفیدپوش

whiteouts navigation

ناوبری در شرایط سفیدپوش

جملات نمونه

the whiteouts made it difficult to see the road ahead.

شرایط سفید رنگ باعث می‌شد دیدن مسیر پیش رو دشوار باشد.

during the storm, we experienced several whiteouts.

در طول طوفان، چندین مورد از شرایط سفید رنگ را تجربه کردیم.

whiteouts can be dangerous for drivers.

شرایط سفید رنگ می‌تواند برای رانندگان خطرناک باشد.

he had to pull over during the whiteouts.

او مجبور شد در طول شرایط سفید رنگ کنار جاده توقف کند.

whiteouts often occur in winter months.

شرایط سفید رنگ اغلب در ماه‌های زمستان رخ می‌دهد.

she struggled to navigate through the whiteouts.

او برای عبور از شرایط سفید رنگ تلاش کرد.

whiteouts can lead to accidents on the highway.

شرایط سفید رنگ می‌تواند منجر به تصادف در بزرگراه شود.

we were stuck in a whiteout for hours.

ما برای ساعت‌ها در شرایط سفید رنگ گیر کرده بودیم.

it’s important to stay calm during whiteouts.

در طول شرایط سفید رنگ، حفظ آرامش مهم است.

whiteouts can occur suddenly and without warning.

شرایط سفید رنگ می‌تواند به طور ناگهانی و بدون هشدار رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید