whitesmiths

[ایالات متحده]/ˈwaɪt.smɪθ/
[بریتانیا]/ˈwaɪt.smɪθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگری که قلع یا دیگر فلزات سبک را شکل می‌دهد و تمام می‌کند؛ اصطلاح دیگری برای قلع‌کار

عبارات و ترکیب‌ها

whitesmith tools

ابزارهای آهنگری

whitesmith work

کار آهنگری

whitesmith craft

هنر آهنگری

whitesmith metal

فلز آهنگری

whitesmith shop

فروشگاه آهنگری

whitesmith skills

مهارت‌های آهنگری

whitesmith services

خدمات آهنگری

whitesmith industry

صنعت آهنگری

whitesmith techniques

تکنیک‌های آهنگری

whitesmith products

محصولات آهنگری

جملات نمونه

he works as a whitesmith in a local workshop.

او به عنوان یک آهنگر در یک کارگاه محلی کار می کند.

whitesmiths often create beautiful decorative items.

آهنگران اغلب اقلام تزئینی زیبا ایجاد می کنند.

the whitesmith polished the metal until it shone.

آهنگر فلز را تا زمانی که برق می زد، صیقل داد.

she learned the art of whitesmithing from her father.

او هنر آهنگری را از پدرش آموخت.

whitesmithing requires a lot of skill and patience.

آهنگری به مهارت و صبر زیادی نیاز دارد.

he plans to open a whitesmith shop in the city.

او قصد دارد یک مغازه آهنگری در شهر باز کند.

many antiques were made by skilled whitesmiths.

بسیاری از آثار عتیقه توسط آهنگران ماهر ساخته شده اند.

whitesmiths use various tools to shape the metal.

آهنگران از ابزارهای مختلف برای شکل دادن به فلز استفاده می کنند.

he admired the craftsmanship of the local whitesmith.

او از مهارت کار آهنگر محلی تحسین کرد.

whitesmithing has a long history in this region.

آهنگری در این منطقه تاریخ طولانی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید