whizzkids

[ایالات متحده]/wɪzkɪdz/
[بریتانیا]/wɪzkɪdz/

ترجمه

n. جوانان با استعداد، به ویژه در یک زمینه خاص

عبارات و ترکیب‌ها

whizzkids unite

whizzkids گرد هم شوند

whizzkids at work

whizzkids در حال کار

whizzkids in tech

whizzkids در فناوری

whizzkids on board

whizzkids سوار

whizzkids lead

whizzkids رهبری می‌کنند

whizzkids innovate

whizzkids نوآوری می‌کنند

whizzkids excel

whizzkids برتری دارند

whizzkids collaborate

whizzkids همکاری می‌کنند

whizzkids compete

whizzkids رقابت می‌کنند

whizzkids inspire

whizzkids الهام‌بخش هستند

جملات نمونه

the company hired several whizzkids to drive innovation.

شرکت چندین متخصص جوان را برای پیشبرد نوآوری استخدام کرد.

whizzkids often excel in technology and science.

متخصصان جوان اغلب در فناوری و علم موفق عمل می‌کنند.

many whizzkids are self-taught programmers.

بسیاری از متخصصان جوان برنامه‌نویس خودآموخته هستند.

the startup was founded by a group of whizzkids.

این استارتاپ توسط گروهی از متخصصان جوان تاسیس شد.

whizzkids can solve complex problems quickly.

متخصصان جوان می‌توانند به سرعت مسائل پیچیده را حل کنند.

schools are nurturing the next generation of whizzkids.

مدارس نسل بعدی متخصصان جوان را پرورش می‌دهند.

whizzkids often participate in coding competitions.

متخصصان جوان اغلب در مسابقات کدنویسی شرکت می‌کنند.

many whizzkids have launched their own startups.

بسیاری از متخصصان جوان استارتاپ‌های خود را راه‌اندازی کرده‌اند.

whizzkids are changing the landscape of the tech industry.

متخصصان جوان در حال تغییر چشم‌انداز صنعت فناوری هستند.

whizzkids work together to create innovative solutions.

متخصصان جوان برای ایجاد راه حل‌های نوآورانه با هم همکاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید