prodigy

[ایالات متحده]/'prɒdɪdʒɪ/
[بریتانیا]/'prɑdədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نبوغ; به ویژه نبوغ کودک

عبارات و ترکیب‌ها

child prodigy

هوشيار كودك

musical prodigy

خوش‌صدا نابغه

math prodigy

نابغه ریاضی

جملات نمونه

a prodigy of learning

معجزه ای در یادگیری

She was a child prodigy on the violin.

او یک نابغه کودک در نواختن ویولن بود.

a Russian pianist who was a child prodigy in his day.

یک پیانیست روسی که در دوران کودکی یک نابغه بود.

Germany seemed a prodigy of industrial discipline.

به نظر می‌رسید آلمان یک معجزه در نظم صنعتی است.

omens and prodigies abound in Livy's work.

نشانه‌ها و شگون‌های عجیب در آثار لیوی فراوان است.

a prodigy who had learned several foreign languages by the age of five.

یک نابغه که تا سن پنج سالگی چندین زبان خارجی را فراگرفته بود.

He was brilliant—a prodigy who graduated from Yale at 18, a pathbreaking scholar and a devoted and generous teacher.

او باهوش بود - یک نابغه که در 18 سالگی از دانشگاه ییل فارغ التحصیل شد، یک محقق پیشگام و یک معلم فداکار و سخاوتمند.

نمونه‌های واقعی

Randall, you're a math prodigy with insane sat scores and perfect grades.

رندال، شما نابغه ریاضی با نمرات آزمون‌های سراسری فوق‌العاده و نمرات عالی هستید.

منبع: Our Day Season 2

Don't do that. And this, of course, is our physics prodigy, Sheldon Cooper.

آن را انجام نده. و این، البته، نابغه‌ی فیزیک ما، شلدون کوپر است.

منبع: Young Sheldon Season 4

The engineering prodigy nicknamed Waze founded Apple Computers in 1976 with Steve Jobs.

مهندس نابغه‌ای به نام ویز که با استیو جابز در سال 1976 شرکت اپل را تأسیس کرد.

منبع: This month VOA Daily Standard English

Dany giggled like a little girl. " Did your grandmother claim she'd actually seen this prodigy" ?

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

I mean, that guy -- he was a prodigy.

منظورم این است که آن مرد - او یک نابغه بود.

منبع: English little tyrant

It was well known that both the Hamada brothers were tech prodigies, but Hiro—he was something special.

به خوبی مشخص بود که هر دو برادر هامادا نابغه‌های فناوری بودند، اما هیرو - او چیز خاصی بود.

منبع: Big Hero 6 (audiobook)

I'd like two shillin' better, the prodigy answered after some thought.

دو شیلینگ بهتر می‌خواهم، نابغه پس از کمی فکر پاسخ داد.

منبع: The Sign of the Four

" What is it" ? she asked joyfully, ready to promise prodigies.

منبع: Gone with the Wind

She didn't want Anne to be turned into a prodigy.

او نمی‌خواست که آن کوچولو به یک نابغه تبدیل شود.

منبع: Women Who Changed the World

Mozart was considered a child prodigy - a young child with very great musical talent.

موزارت به عنوان یک نابغه کودکی در نظر گرفته می‌شد - کودکی با استعداد موسیقی بسیار زیاد.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید