whomped

[ایالات متحده]/wɒmp/
[بریتانیا]/wɑmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای یک ضربه سنگین
vi. برای ایجاد صدای ضربه؛ برای تولید صدای کوبیدن
vt. به شدت ضربه زدن؛ به طور کامل شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

whomp it

آن را با شدت انجام بده

whomp down

با شدت بنشین

whomp up

با شدت بالا ببر

whomp away

با شدت دور کن

whomp on

با شدت روشن کن

whomp together

با هم با شدت انجام بده

whomp around

با شدت در اطراف انجام بده

whomp out

با شدت بیرون ببر

whomp back

با شدت برگردان

whomp high

با شدت بالا ببر

جملات نمونه

he decided to whomp the pillow to make it fluffier.

او تصمیم گرفت بالش را بکوبد تا پفکی‌تر شود.

the kids whomped the piñata until all the candy fell out.

کودکان پیناتا را تا زمانی که تمام شکلات‌ها ریخت، کوبیدند.

she whomped the ball with all her strength.

او توپ را با تمام قدرتش کوبید.

after the workout, he felt like he had been whomped by a truck.

بعد از تمرین، احساس کرد انگار توسط یک کامیون کوبیده شده است.

the comedian's joke whomped the audience into laughter.

جک کمدین باعث شد مخاطبان از خنده منفجر شوند.

she whomped the drum to get everyone's attention.

او برای جلب توجه همه، طبل را کوبید.

the storm whomped the town, causing significant damage.

طوفان شهر را کوبید و خسارت زیادی وارد کرد.

he felt a whomp of excitement as he opened the gift.

او هنگام باز کردن هدیه، احساس هیجان کرد.

they whomped the competition in the final match.

آنها رقیب را در مسابقه نهایی شکست دادند.

the sound of the whomp echoed through the valley.

صدای کوبش در دره طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید