whomp it
آن را با شدت انجام بده
whomp down
با شدت بنشین
whomp up
با شدت بالا ببر
whomp away
با شدت دور کن
whomp on
با شدت روشن کن
whomp together
با هم با شدت انجام بده
whomp around
با شدت در اطراف انجام بده
whomp out
با شدت بیرون ببر
whomp back
با شدت برگردان
whomp high
با شدت بالا ببر
he decided to whomp the pillow to make it fluffier.
او تصمیم گرفت بالش را بکوبد تا پفکیتر شود.
the kids whomped the piñata until all the candy fell out.
کودکان پیناتا را تا زمانی که تمام شکلاتها ریخت، کوبیدند.
she whomped the ball with all her strength.
او توپ را با تمام قدرتش کوبید.
after the workout, he felt like he had been whomped by a truck.
بعد از تمرین، احساس کرد انگار توسط یک کامیون کوبیده شده است.
the comedian's joke whomped the audience into laughter.
جک کمدین باعث شد مخاطبان از خنده منفجر شوند.
she whomped the drum to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه، طبل را کوبید.
the storm whomped the town, causing significant damage.
طوفان شهر را کوبید و خسارت زیادی وارد کرد.
he felt a whomp of excitement as he opened the gift.
او هنگام باز کردن هدیه، احساس هیجان کرد.
they whomped the competition in the final match.
آنها رقیب را در مسابقه نهایی شکست دادند.
the sound of the whomp echoed through the valley.
صدای کوبش در دره طنین انداز شد.
whomp it
آن را با شدت انجام بده
whomp down
با شدت بنشین
whomp up
با شدت بالا ببر
whomp away
با شدت دور کن
whomp on
با شدت روشن کن
whomp together
با هم با شدت انجام بده
whomp around
با شدت در اطراف انجام بده
whomp out
با شدت بیرون ببر
whomp back
با شدت برگردان
whomp high
با شدت بالا ببر
he decided to whomp the pillow to make it fluffier.
او تصمیم گرفت بالش را بکوبد تا پفکیتر شود.
the kids whomped the piñata until all the candy fell out.
کودکان پیناتا را تا زمانی که تمام شکلاتها ریخت، کوبیدند.
she whomped the ball with all her strength.
او توپ را با تمام قدرتش کوبید.
after the workout, he felt like he had been whomped by a truck.
بعد از تمرین، احساس کرد انگار توسط یک کامیون کوبیده شده است.
the comedian's joke whomped the audience into laughter.
جک کمدین باعث شد مخاطبان از خنده منفجر شوند.
she whomped the drum to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه، طبل را کوبید.
the storm whomped the town, causing significant damage.
طوفان شهر را کوبید و خسارت زیادی وارد کرد.
he felt a whomp of excitement as he opened the gift.
او هنگام باز کردن هدیه، احساس هیجان کرد.
they whomped the competition in the final match.
آنها رقیب را در مسابقه نهایی شکست دادند.
the sound of the whomp echoed through the valley.
صدای کوبش در دره طنین انداز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید