whooped

[ایالات متحده]/wʊpt/
[بریتانیا]/wʊpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی استمراری "whoop"; به‌طور بلند فریاد زدن; به یاد آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

whooped it

برنده شدم

whooped up

برنده شدم

whooped loud

با صدای بلند برنده شدم

whooped back

برگشت و برد

whooped down

به سمت پایین برد

whooped around

دور زد و برد

whooped away

دور شد و برد

whooped out

بیرون برد

whooped for

برای برد

whooped off

دور رفت و برد

جملات نمونه

she whooped with joy when she heard the news.

او با خوشحالی فریاد زد وقتی خبر را شنید.

the crowd whooped as the team scored the winning goal.

هواداران با دیدن گل پیروزی‌بخش تیم فریاد زدند.

he whooped in excitement after winning the lottery.

او پس از برنده شدن در لاتاری با هیجان فریاد زد.

they whooped and cheered during the concert.

آنها در طول کنسرت فریاد زدند و تشویق کردند.

she whooped at the top of her lungs when she saw her friend.

وقتی دوستش را دید، او با تمام وجود فریاد زد.

the kids whooped as they raced down the hill.

وقتی از تپه به پایین می‌دویدند، بچه‌ها فریاد زدند.

he whooped with laughter at the comedian's joke.

او با خنده به شوخی کمدین فریاد زد.

she whooped for joy after finishing her exams.

او پس از اتمام امتحانش از خوشحالی فریاد زد.

the fans whooped loudly when their team won.

هواداران وقتی تیمشان پیروز شد با صدای بلند فریاد زدند.

he whooped in disbelief at the final score.

او با ناباوری به نتیجه نهایی فریاد زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید