whooped it
برنده شدم
whooped up
برنده شدم
whooped loud
با صدای بلند برنده شدم
whooped back
برگشت و برد
whooped down
به سمت پایین برد
whooped around
دور زد و برد
whooped away
دور شد و برد
whooped out
بیرون برد
whooped for
برای برد
whooped off
دور رفت و برد
she whooped with joy when she heard the news.
او با خوشحالی فریاد زد وقتی خبر را شنید.
the crowd whooped as the team scored the winning goal.
هواداران با دیدن گل پیروزیبخش تیم فریاد زدند.
he whooped in excitement after winning the lottery.
او پس از برنده شدن در لاتاری با هیجان فریاد زد.
they whooped and cheered during the concert.
آنها در طول کنسرت فریاد زدند و تشویق کردند.
she whooped at the top of her lungs when she saw her friend.
وقتی دوستش را دید، او با تمام وجود فریاد زد.
the kids whooped as they raced down the hill.
وقتی از تپه به پایین میدویدند، بچهها فریاد زدند.
he whooped with laughter at the comedian's joke.
او با خنده به شوخی کمدین فریاد زد.
she whooped for joy after finishing her exams.
او پس از اتمام امتحانش از خوشحالی فریاد زد.
the fans whooped loudly when their team won.
هواداران وقتی تیمشان پیروز شد با صدای بلند فریاد زدند.
he whooped in disbelief at the final score.
او با ناباوری به نتیجه نهایی فریاد زد.
whooped it
برنده شدم
whooped up
برنده شدم
whooped loud
با صدای بلند برنده شدم
whooped back
برگشت و برد
whooped down
به سمت پایین برد
whooped around
دور زد و برد
whooped away
دور شد و برد
whooped out
بیرون برد
whooped for
برای برد
whooped off
دور رفت و برد
she whooped with joy when she heard the news.
او با خوشحالی فریاد زد وقتی خبر را شنید.
the crowd whooped as the team scored the winning goal.
هواداران با دیدن گل پیروزیبخش تیم فریاد زدند.
he whooped in excitement after winning the lottery.
او پس از برنده شدن در لاتاری با هیجان فریاد زد.
they whooped and cheered during the concert.
آنها در طول کنسرت فریاد زدند و تشویق کردند.
she whooped at the top of her lungs when she saw her friend.
وقتی دوستش را دید، او با تمام وجود فریاد زد.
the kids whooped as they raced down the hill.
وقتی از تپه به پایین میدویدند، بچهها فریاد زدند.
he whooped with laughter at the comedian's joke.
او با خنده به شوخی کمدین فریاد زد.
she whooped for joy after finishing her exams.
او پس از اتمام امتحانش از خوشحالی فریاد زد.
the fans whooped loudly when their team won.
هواداران وقتی تیمشان پیروز شد با صدای بلند فریاد زدند.
he whooped in disbelief at the final score.
او با ناباوری به نتیجه نهایی فریاد زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید