whoremonger

[ایالات متحده]/ˈhɔːmʌŋɡə/
[بریتانیا]/ˈhɔːrˌmʌŋɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در فحشا شرکت می‌کند یا آن را ترویج می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

whoremonger scandal

رسوای جنسی

whoremonger lifestyle

سبک زندگی روسپی‌گری

whoremonger behavior

رفتار روسپی‌گری

whoremonger reputation

شهرت روسپی‌گری

whoremonger activity

فعالیت روسپی‌گری

whoremonger network

شبکه روسپی‌گری

whoremonger culture

فرهنگ روسپی‌گری

whoremonger laws

قوانین روسپی‌گری

whoremonger trade

تجارت روسپی‌گری

whoremonger industry

صنعت روسپی‌گری

جملات نمونه

the whoremonger was known for his shady dealings.

او با اعمال مشکوک خود شناخته شده بود.

many people despise the whoremonger for his lifestyle.

بسیاری از مردم او را به خاطر سبک زندگی‌اش تحقیر می‌کنند.

the whoremonger frequented the seedy parts of town.

او اغلب به مناطق بدنام شهر رفت و آمد داشت.

she warned her friends to stay away from the whoremonger.

او به دوستانش هشدار داد که از او دوری کنند.

the police were on the lookout for the notorious whoremonger.

پلیس به دنبال آن مرد بدنام می‌گشت.

he was caught in a sting operation targeting the whoremonger.

او در یک عملیات فریبنده که هدف آن او بود، دستگیر شد.

the whoremonger had a reputation that preceded him.

او شهرتی داشت که پیش از او وجود داشت.

people often warned their daughters about the whoremonger.

مردم اغلب به دخترانشان در مورد او هشدار می‌دادند.

the whoremonger was finally brought to justice.

او سرانجام به سزای خود رسید.

his dealings with the whoremonger led to serious consequences.

معاملات او با آن مرد عواقب وخیمی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید