wicks

[ایالات متحده]/wɪks/
[بریتانیا]/wɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ویک؛ ویک شمع یا لامپ؛ آزار دادن یا تحریک کردن کسی به طور مداوم؛ نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

wicks burn

شعله‌ها می‌سوزند

wicks glow

شعله‌ها می‌درخشند

wicks absorb

شعله‌ها جذب می‌کنند

wicks ignite

شعله‌ها مشتعل می‌شوند

wicks smoke

شعله‌ها دود می‌کنند

wicks float

شعله‌ها شناور می‌شوند

wicks drip

شعله‌ها چکه می‌کنند

wicks wick

شعله‌ها شمع

wicks candle

شعله‌های شمع

wicks length

طول شعله‌ها

جملات نمونه

wicks are essential for candle making.

نخ‌ها برای ساخت شمع ضروری هستند.

the wicks of the candles burned brightly.

نخ‌های شمع‌ها به شدت سوختند.

different types of wicks affect the burn time.

انواع مختلف نخ‌ها بر زمان سوختن تأثیر می‌گذارند.

she replaced the wicks in her oil lamps.

او نخ‌های چراغ‌های نفتی خود را تعویض کرد.

wicks can be made from cotton or wood.

نخ‌ها را می‌توان از پنبه یا چوب تهیه کرد.

he trimmed the wicks before lighting the candles.

او قبل از روشن کردن شمع‌ها، نخ‌ها را کوتاه کرد.

some wicks are designed for specific wax types.

برخی از نخ‌ها برای انواع خاص موم طراحی شده‌اند.

wicks need to be soaked in wax for better performance.

نخ‌ها برای عملکرد بهتر باید در موم خیسانده شوند.

she learned how to make wicks from scratch.

او یاد گرفت که چگونه نخ‌ها را از ابتدا درست کند.

wicks can affect the scent throw of a candle.

نخ‌ها می‌توانند بر پخش عطر شمع تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید