widener

[ایالات متحده]/[ˈwɪdnə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈwɪdnər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی یا شیئی که باعث گسترش می‌شود؛ وسیله یا ابزاری که برای گسترش دادن چیزی، مانند یک جاده یا یک کانال، استفاده می‌شود.
v. گسترش دادن.
adj. برای گسترش دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

lane widener

گسترش‌دهنده مسیر

road widener

گسترش‌دهنده جاده

widener machine

ماشین گسترش‌دهنده

widener's role

نقش گسترش‌دهنده

جملات نمونه

the road widener created space for two more lanes.

گسترش‌دهنده جاده فضایی برای دو خط بیشتر ایجاد کرد.

he used a belt widener to adjust the fit of his trousers.

او از یک گسترش‌دهنده کمربند برای تنظیم اندازه شلوارهای خود استفاده کرد.

the company's product widener increased market share significantly.

گسترش‌دهنده محصول شرکت سهم بازار را به طور قابل توجهی افزایش داد.

a channel widener is essential for proper drainage in the garden.

گسترش‌دهنده کانال برای زهکشی مناسب در باغ ضروری است.

the new policy aims to be a widener of opportunities for young people.

هدف سیاست جدید ایجاد فرصت‌هایی برای جوانان است.

the widener of the riverbank prevented further erosion.

گسترش‌دهنده حاشیه رودخانه از فرسایش بیشتر جلوگیری کرد.

the team sought a widener to expand their customer base.

تیم به دنبال گسترش‌دهنده‌ای برای گسترش پایگاه مشتریان خود بود.

the widener of the path made it easier to walk.

گسترش‌دهنده مسیر راه رفتن را آسان‌تر کرد.

the software widener allowed for greater customization options.

گسترش‌دهنده نرم‌افزار امکان گزینه‌های سفارشی‌سازی بیشتر را فراهم کرد.

the widener of the bridge increased its load capacity.

گسترش‌دهنده پل ظرفیت بار آن را افزایش داد.

he was considered a widener of the gap between rich and poor.

او به عنوان کسی که شکاف بین فقیر و غنی را گسترش می‌دهد در نظر گرفته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید