broadener

[ایالات متحده]/ˈbrɔːdnər/
[بریتانیا]/ˈbrɑːdənər/

ترجمه

n. چیزی که باعث می‌شود یا به چیزی کمک می‌کند که وسیع‌تر شود; عامل گسترش

عبارات و ترکیب‌ها

broadener horizons

گسترش افق‌ها

broadener perspectives

گسترش دیدگاه‌ها

life broadener

گسترش دهنده زندگی

mind broadener

گسترش دهنده ذهن

experience broadener

گسترش دهنده تجربیات

knowledge broadener

گسترش دهنده دانش

skill broadener

گسترش دهنده مهارت‌ها

exposure broadener

گسترش دهنده آگاهی

جملات نمونه

the broadener helped expand our understanding of the topic.

به کمک گسترش دهنده، درک ما از موضوع گسترش یافت.

using a broadener can enhance your learning experience.

استفاده از یک گسترش دهنده می تواند تجربه یادگیری شما را بهبود بخشد.

he acted as a broadener for the group's ideas.

او به عنوان یک گسترش دهنده برای ایده های گروه عمل کرد.

a broadener can introduce new perspectives.

یک گسترش دهنده می تواند دیدگاه های جدیدی را معرفی کند.

she is known as a broadener in her field.

او به عنوان یک گسترش دهنده در زمینه خود شناخته می شود.

the broadener allows for a more inclusive discussion.

گسترش دهنده اجازه می دهد تا بحث جامع تری انجام شود.

they used a broadener to connect different ideas.

آنها از یک گسترش دهنده برای ارتباط ایده های مختلف استفاده کردند.

a broadener can facilitate collaboration among teams.

یک گسترش دهنده می تواند همکاری بین تیم ها را تسهیل کند.

this tool serves as a broadener for our research.

این ابزار به عنوان یک گسترش دهنده برای تحقیقات ما عمل می کند.

the broadener played a crucial role in the project.

گسترش دهنده نقش مهمی در پروژه ایفا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید