broadener horizons
گسترش افقها
broadener perspectives
گسترش دیدگاهها
life broadener
گسترش دهنده زندگی
mind broadener
گسترش دهنده ذهن
experience broadener
گسترش دهنده تجربیات
knowledge broadener
گسترش دهنده دانش
skill broadener
گسترش دهنده مهارتها
exposure broadener
گسترش دهنده آگاهی
the broadener helped expand our understanding of the topic.
به کمک گسترش دهنده، درک ما از موضوع گسترش یافت.
using a broadener can enhance your learning experience.
استفاده از یک گسترش دهنده می تواند تجربه یادگیری شما را بهبود بخشد.
he acted as a broadener for the group's ideas.
او به عنوان یک گسترش دهنده برای ایده های گروه عمل کرد.
a broadener can introduce new perspectives.
یک گسترش دهنده می تواند دیدگاه های جدیدی را معرفی کند.
she is known as a broadener in her field.
او به عنوان یک گسترش دهنده در زمینه خود شناخته می شود.
the broadener allows for a more inclusive discussion.
گسترش دهنده اجازه می دهد تا بحث جامع تری انجام شود.
they used a broadener to connect different ideas.
آنها از یک گسترش دهنده برای ارتباط ایده های مختلف استفاده کردند.
a broadener can facilitate collaboration among teams.
یک گسترش دهنده می تواند همکاری بین تیم ها را تسهیل کند.
this tool serves as a broadener for our research.
این ابزار به عنوان یک گسترش دهنده برای تحقیقات ما عمل می کند.
the broadener played a crucial role in the project.
گسترش دهنده نقش مهمی در پروژه ایفا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید