widths

[ایالات متحده]/wɪdθs/
[بریتانیا]/wɪdθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع عرض; دامنه چیزی از سمت به سمت; پهنا

عبارات و ترکیب‌ها

varied widths

پهنای‌های متنوع

multiple widths

پهنای‌های متعدد

narrow widths

پهنای‌های باریک

wide widths

پهنای‌های زیاد

standard widths

پهنای‌های استاندارد

different widths

پهنای‌های متفاوت

custom widths

پهنای‌های سفارشی

specific widths

پهنای‌های مشخص

fixed widths

پهنای‌های ثابت

variable widths

پهنای‌های متغیر

جملات نمونه

the widths of the boards need to be measured carefully.

پهنای تخته‌ها باید با دقت اندازه‌گیری شود.

different widths of fabric are available for sewing projects.

پهنای‌های مختلف پارچه برای پروژه‌های خیاطی موجود است.

we offer various widths of tires for different vehicles.

ما انواع مختلف پهنای لاستیک را برای وسایل نقلیه مختلف ارائه می‌دهیم.

the widths of the shelves can be adjusted to fit your needs.

می‌توان پهنای قفسه‌ها را متناسب با نیازهای شما تنظیم کرد.

she prefers widths that are wider for better stability.

او ترجیح می‌دهد پهنایی که پهن‌تر باشد برای پایداری بیشتر.

widths of the windows vary depending on the design.

پهنای پنجره‌ها بسته به طراحی متفاوت است.

there are standard widths for doors in most buildings.

در بیشتر ساختمان‌ها، پهنای استاندارد برای درب‌ها وجود دارد.

adjust the widths of the columns to improve the layout.

برای بهبود طرح‌بندی، پهنای ستون‌ها را تنظیم کنید.

the widths of the paths in the garden should be consistent.

پهنای مسیرها در باغ باید یکسان باشد.

widths can affect the overall appearance of the design.

پهنا می‌تواند بر ظاهر کلی طرح تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید