widthways movement
حرکت جانبی
widthways expansion
گسترش جانبی
widthways alignment
تراز جانبی
widthways measurement
اندازه گیری جانبی
widthways layout
چیدمان جانبی
widthways approach
رویکرد جانبی
widthways configuration
پیکربندی جانبی
widthways design
طراحی جانبی
widthways orientation
جهت گیری جانبی
widthways structure
ساختار جانبی
the table was placed widthways to save space.
میز به صورت افقی قرار داده شد تا فضا صرفهجویی شود.
we need to measure the room widthways for the new carpet.
ما باید عرض اتاق را برای فرش جدید به صورت افقی اندازه بگیریم.
the road runs widthways across the valley.
جاده به صورت افقی در سراسر دره امتداد دارد.
she arranged the chairs widthways for the event.
او صندلی ها را به صورت افقی برای رویداد چید.
the fence was built widthways to provide better visibility.
نرده به صورت افقی ساخته شد تا دید بهتری فراهم شود.
they decided to park the car widthways in the driveway.
آنها تصمیم گرفتند ماشین را به صورت افقی در پارکینگ پارک کنند.
the garden was designed widthways to maximize sunlight.
باغ به صورت افقی طراحی شد تا نور خورشید به حداکثر برسد.
he laid the tiles widthways for a unique pattern.
او کاشی ها را به صورت افقی برای یک الگوی منحصر به فرد چید.
the fabric was cut widthways to fit the dress design.
پارچه به صورت افقی برش داده شد تا با طرح لباس مطابقت داشته باشد.
the bridge spans widthways across the river.
پل به صورت افقی در عرض رودخانه امتداد دارد.
widthways movement
حرکت جانبی
widthways expansion
گسترش جانبی
widthways alignment
تراز جانبی
widthways measurement
اندازه گیری جانبی
widthways layout
چیدمان جانبی
widthways approach
رویکرد جانبی
widthways configuration
پیکربندی جانبی
widthways design
طراحی جانبی
widthways orientation
جهت گیری جانبی
widthways structure
ساختار جانبی
the table was placed widthways to save space.
میز به صورت افقی قرار داده شد تا فضا صرفهجویی شود.
we need to measure the room widthways for the new carpet.
ما باید عرض اتاق را برای فرش جدید به صورت افقی اندازه بگیریم.
the road runs widthways across the valley.
جاده به صورت افقی در سراسر دره امتداد دارد.
she arranged the chairs widthways for the event.
او صندلی ها را به صورت افقی برای رویداد چید.
the fence was built widthways to provide better visibility.
نرده به صورت افقی ساخته شد تا دید بهتری فراهم شود.
they decided to park the car widthways in the driveway.
آنها تصمیم گرفتند ماشین را به صورت افقی در پارکینگ پارک کنند.
the garden was designed widthways to maximize sunlight.
باغ به صورت افقی طراحی شد تا نور خورشید به حداکثر برسد.
he laid the tiles widthways for a unique pattern.
او کاشی ها را به صورت افقی برای یک الگوی منحصر به فرد چید.
the fabric was cut widthways to fit the dress design.
پارچه به صورت افقی برش داده شد تا با طرح لباس مطابقت داشته باشد.
the bridge spans widthways across the river.
پل به صورت افقی در عرض رودخانه امتداد دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید