widthways

[ایالات متحده]/ˈwɪdθweɪz/
[بریتانیا]/ˈwɪdθweɪz/

ترجمه

adj. در یک جهت در سراسر چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

widthways movement

حرکت جانبی

widthways expansion

گسترش جانبی

widthways alignment

تراز جانبی

widthways measurement

اندازه گیری جانبی

widthways layout

چیدمان جانبی

widthways approach

رویکرد جانبی

widthways configuration

پیکربندی جانبی

widthways design

طراحی جانبی

widthways orientation

جهت گیری جانبی

widthways structure

ساختار جانبی

جملات نمونه

the table was placed widthways to save space.

میز به صورت افقی قرار داده شد تا فضا صرفه‌جویی شود.

we need to measure the room widthways for the new carpet.

ما باید عرض اتاق را برای فرش جدید به صورت افقی اندازه بگیریم.

the road runs widthways across the valley.

جاده به صورت افقی در سراسر دره امتداد دارد.

she arranged the chairs widthways for the event.

او صندلی ها را به صورت افقی برای رویداد چید.

the fence was built widthways to provide better visibility.

نرده به صورت افقی ساخته شد تا دید بهتری فراهم شود.

they decided to park the car widthways in the driveway.

آنها تصمیم گرفتند ماشین را به صورت افقی در پارکینگ پارک کنند.

the garden was designed widthways to maximize sunlight.

باغ به صورت افقی طراحی شد تا نور خورشید به حداکثر برسد.

he laid the tiles widthways for a unique pattern.

او کاشی ها را به صورت افقی برای یک الگوی منحصر به فرد چید.

the fabric was cut widthways to fit the dress design.

پارچه به صورت افقی برش داده شد تا با طرح لباس مطابقت داشته باشد.

the bridge spans widthways across the river.

پل به صورت افقی در عرض رودخانه امتداد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید