wigwags

[ایالات متحده]/wɪgwæɡz/
[بریتانیا]/wɪgwæɡz/

ترجمه

vt. تاب خوردن؛ ارسال سیگنال با پرچم‌ها
n. سیگنالی که با پرچم‌ها ارسال می‌شود
vi. تاب خوردن؛ سیگنال دادن با پرچم‌ها؛ اشاره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wigwags signal

سیگنال ویگ‌وگ

wigwags lights

چراغ‌های ویگ‌وگ

wigwags motion

حرکت ویگ‌وگ

wigwags indicator

نشانگر ویگ‌وگ

wigwags pattern

الگوی ویگ‌وگ

wigwags effect

اثر ویگ‌وگ

wigwags system

سیستم ویگ‌وگ

wigwags display

نمایش ویگ‌وگ

wigwags technique

تکنیک ویگ‌وگ

wigwags mechanism

مکانیزم ویگ‌وگ

جملات نمونه

the traffic lights wigwags to signal the end of the school day.

چراغ‌های ترافیک به نشانه پایان روز مدرسه چشمک می‌زنند.

he wigwags his fingers to get my attention.

او برای جلب توجه من انگشتان خود را به حرکت در می‌آورد.

the dog wigwags its tail when it sees its owner.

وقتی صاحبش را می‌بیند، سگ دم خود را تکان می‌دهد.

she wigwags her arms excitedly at the concert.

او با هیجان در کنسرت دست‌های خود را به حرکت در می‌آورد.

the flag wigwags in the wind, signaling a message.

پرچم در باد به حرکت در می‌آید و پیامی را نشان می‌دهد.

he wigwags his head in disbelief at the news.

او با ناباوری سر خود را به حرکت در می‌آورد.

the lights wigwags on the emergency vehicle.

چراغ‌های خودروی اورژانس چشمک می‌زنند.

during the parade, the dancers wigwags their bodies to the music.

در طول رژه، رقصندگان بدن خود را با ریتم موسیقی به حرکت در می‌آورند.

the children wigwags their hands to say goodbye.

کودکان برای خداحافظی دست‌های خود را به حرکت در می‌آورند.

as the boat rocked, the flag wigwags in the breeze.

همانطور که قایق تکان می‌خورد، پرچم در نسیم به حرکت در می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید