wilier

[ایالات متحده]/ˈwɪliə/
[بریتانیا]/ˈwɪljər/

ترجمه

adj. دیگران را بیشتر فریبنده یا مکار

عبارات و ترکیب‌ها

wilier than

ظریف‌تر از

wilier fox

روباه حیله‌گر

wilier schemes

طرح‌های پیچیده‌تر

wilier tricks

ترفندهای زیرکانه

wilier tactics

تاکتیک‌های زیرکانه

wilier moves

حرکات زیرکانه

wilier strategies

استراتژی‌های زیرکانه

wilier competitor

رقبای زیرک‌تر

wilier approach

رویکرد زیرکانه

wilier plans

برنامه‌های زیرکانه

جملات نمونه

he is wilier than his competitors in the business.

او از رقبای خود در کسب و کار حیله‌گرتر است.

she devised a wilier plan to outsmart her rivals.

او طرحی حیله‌گرانه برای فریب دادن رقبای خود طراحی کرد.

the wilier fox managed to escape the trap.

روباه حیله‌گر توانست از تله فرار کند.

in negotiations, being wilier can lead to better outcomes.

در مذاکرات، حیله‌گر بودن می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

his wilier tactics often leave others bewildered.

تاکتیک‌های حیله‌گرانه‌اش اغلب دیگران را مبهوت می‌کند.

she learned to be wilier after several failed attempts.

او پس از چندین تلاش ناموفق یاد گرفت که حیله‌گرتر باشد.

the wilier student always finds a way to get ahead.

دانجوی حیله‌گر همیشه راهی برای پیشی گرفتن پیدا می‌کند.

to win the game, you need to be wilier than your opponent.

برای بردن بازی، باید از حریف خود حیله‌گرتر باشید.

his wilier demeanor made him a formidable negotiator.

رفتار حیله‌گرانه‌اش او را به یک مذاکره‌کننده قدرتمند تبدیل کرد.

being wilier is sometimes necessary in a competitive environment.

گاهی اوقات حیله‌گر بودن در یک محیط رقابتی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید