willowy

[ایالات متحده]/'wɪləʊɪ/
[بریتانیا]/'wɪloi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باریک و باوقار; بلند و باریک، انعطاف‌پذیر.

جملات نمونه

a girl with a willowy figure

یک دختر با اندام باریک.

She was transformed from a lanky adolescent into a willowy young woman.

او از یک نوجوان لاغر و دراز به یک زن جوان و خوش اندام تبدیل شد.

She moved gracefully with her willowy figure.

او با اندام خوش‌نقشه‌اش با ظرافت حرکت کرد.

The willowy branches swayed in the wind.

شاخه های خوش‌نقشه در باد تاب می‌خوردند.

Her willowy hair cascaded down her back.

موهای خوش‌نقشه او روی پشتش ریخته بود.

The dancer's willowy movements captivated the audience.

حرکات خوش‌نقشه رقصنده تماشاگران را مجذوب خود کرد.

She wore a willowy dress that flowed around her legs.

او لباسی خوش‌نقشه پوشیده بود که دور پاهایش جریان داشت.

The willowy model walked down the runway with elegance.

مدل خوش‌نقشه با وقار روی نمایشگاه راه رفت.

The willowy reeds by the pond rustled in the breeze.

ناژنی‌های خوش‌نقشه کنار برکه در نسیم خش خش می‌کردند.

Her willowy arms reached out to grab the falling book.

دست‌های خوش‌نقشه او برای گرفتن کتابی که می‌افتاد جلوه کردند.

The willowy silhouette of the tree against the sunset was breathtaking.

سیلوئت خوش‌نقشه درخت در برابر غروب خورشید نفس‌گیر بود.

She had a willowy grace that mesmerized everyone around her.

او ظرافت خوش‌نقشه‌ای داشت که هر کسی را در اطرافش مسحور می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Her slight frame was willowy, graceful even in absolute stillness.

بدن نحیفش باریک و انعطاف‌پذیر بود، حتی در سکوت کامل نیز زیبا.

منبع: Twilight: Eclipse

" Yes, my lord. I was bought to please the king" . She was blue-eyed and fair, young and willowy.

" بله، آقای من. من برای خشنود کردن شاه خریداری شدم." او چشمان آبی و زیبا، جوان و انعطاف‌پذیر داشت.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

Here was a new slave concubine, then, red-haired like my father, willowy and graceful.

اینجا یک کنیز برده جدید بود، با موهای قرمز مانند پدرم، باریک و زیبا.

منبع: "Dune" audiobook

May fall he should try a different tree, like one strong as oak, a type less willowy that wouldn't cause whipping, one more spruce up.

شاید سقوط کند، باید یک درخت دیگر را امتحان کند، مانند یک درخت قوی به اندازه بلوط، نوعی که کمتر انعطاف‌پذیر باشد و باعث شلاق نشود، یک درخت بیشتر کاج.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

This curious little pine is found at an elevation of from 1500 to 3000 feet, growing in close, willowy groves.

این درخت کاج کوچک و عجیب و غریب در ارتفاعی بین 1500 تا 3000 فوت یافت می‌شود، در تپه‌های نزدیک و انعطاف‌پذیر رشد می‌کند.

منبع: The Mountains of California (Part 1)

She was not much taller than Jill herself, and a good deal slenderer, but obviously full grown, graceful as a willow, and her hair was willowy too, and there seemed to be moss in it.

او خیلی قد بلندتر از خود جیل نبود و خیلی لاغرتر بود، اما به وضوح کاملاً رشد کرده بود، به اندازه یک درخت بید زیبا، و موهایش نیز انعطاف‌پذیر بود و به نظر می‌رسید که در آن خزه وجود دارد.

منبع: 06 The Silver Chair

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید