windlass operation
عمل وینلاس
windlass handle
دسته وینلاس
windlass system
سیستم وینلاس
windlass gear
چرخ دنده وینلاس
windlass mechanism
مکانیزم وینلاس
windlass winch
وینچ وینلاس
windlass anchor
گویان وینلاس
windlass drum
درام وینلاس
windlass cable
کابل وینلاس
windlass support
نگهدارنده وینلاس
the ship's windlass was crucial for anchoring safely.
میلۀ کشتی برای لنگر انداختن ایمن بسیار حیاتی بود.
the crew operated the windlass with great skill.
خدمه با مهارت فراوان میلۀ کشتی را اداره میکردند.
we need to repair the windlass before our next voyage.
ما باید میلۀ کشتی را قبل از سفر بعدی خود تعمیر کنیم.
the windlass helped lift the heavy anchor easily.
میلۀ کشتی به راحتی به بلند کردن لنگر سنگین کمک کرد.
he learned how to use the windlass during his training.
او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود از میلۀ کشتی استفاده کند.
the windlass is an essential tool for any sailor.
میلۀ کشتی ابزاری ضروری برای هر ملوان است.
they installed a new windlass on the boat last weekend.
آنها آخر هفته گذشته یک میلۀ کشتی جدید روی قایق نصب کردند.
using the windlass, they quickly secured the vessel.
با استفاده از میلۀ کشتی، آنها به سرعت کشتی را ایمن کردند.
the windlass made it easier to raise the sails.
میلۀ کشتی بالا بردن بادبانها را آسانتر کرد.
he adjusted the windlass to improve its efficiency.
او میلۀ کشتی را برای بهبود کارایی آن تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید