windlass

[ایالات متحده]/ˈwɪndləs/
[بریتانیا]/ˈwɪndləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای بلند کردن یا کشیدن استفاده می‌شود، معمولاً شامل یک سیلندر افقی است که توسط یک دسته یا موتور چرخانده می‌شود.
vt. برای بلند کردن یا کشیدن چیزی با استفاده از یک جرثقیل.

عبارات و ترکیب‌ها

windlass operation

عمل وینلاس

windlass handle

دسته وینلاس

windlass system

سیستم وینلاس

windlass gear

چرخ دنده وینلاس

windlass mechanism

مکانیزم وینلاس

windlass winch

وینچ وینلاس

windlass anchor

گویان وینلاس

windlass drum

درام وینلاس

windlass cable

کابل وینلاس

windlass support

نگهدارنده وینلاس

جملات نمونه

the ship's windlass was crucial for anchoring safely.

میلۀ کشتی برای لنگر انداختن ایمن بسیار حیاتی بود.

the crew operated the windlass with great skill.

خدمه با مهارت فراوان میلۀ کشتی را اداره می‌کردند.

we need to repair the windlass before our next voyage.

ما باید میلۀ کشتی را قبل از سفر بعدی خود تعمیر کنیم.

the windlass helped lift the heavy anchor easily.

میلۀ کشتی به راحتی به بلند کردن لنگر سنگین کمک کرد.

he learned how to use the windlass during his training.

او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود از میلۀ کشتی استفاده کند.

the windlass is an essential tool for any sailor.

میلۀ کشتی ابزاری ضروری برای هر ملوان است.

they installed a new windlass on the boat last weekend.

آنها آخر هفته گذشته یک میلۀ کشتی جدید روی قایق نصب کردند.

using the windlass, they quickly secured the vessel.

با استفاده از میلۀ کشتی، آنها به سرعت کشتی را ایمن کردند.

the windlass made it easier to raise the sails.

میلۀ کشتی بالا بردن بادبان‌ها را آسان‌تر کرد.

he adjusted the windlass to improve its efficiency.

او میلۀ کشتی را برای بهبود کارایی آن تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید