window-gazing

[ایالات متحده]/[ˈwɪndəʊ ˈɡeɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈwɪndoʊ ˈɡeɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نگاه کردن از پنجره، معمولاً در حال خیال آروِن یا احساس خستگی؛ حالتی از غرق شدن در فکر در حال نگاه کردن از پنجره.
v. نگاه کردن از پنجره، معمولاً در حال خیال آروِن یا احساس خستگی.

عبارات و ترکیب‌ها

doing window-gazing

در حال نگاه کردن از پنجره

window-gazing child

کودک نگاه کردن از پنجره

window-gazing hours

ساعات نگاه کردن از پنجره

window-gazing out

نگاه کردن از پنجره به بیرون

window-gazing time

زمان نگاه کردن از پنجره

window-gazing longingly

نگاه کردن از پنجره با خاطره‌انگیزی

window-gazing quietly

نگاه کردن از پنجره به آرامش

window-gazing scene

نگاه کردن از پنجره به صحنه

window-gazing people

نگاه کردن از پنجره به مردم

جملات نمونه

she spent the afternoon window-gazing, lost in thought.

او بعدازظهر را با نگاه کردن از پنجره گذراند و در افکار خود غرق بود.

the rainy day encouraged hours of comfortable window-gazing.

روز بارانی ساعت‌هایی از نگاه کردن از پنجره را آسان‌تر کرد.

he enjoyed quiet window-gazing while drinking his morning coffee.

او در حال نوشیدن قهوه صبحی خود لحظات آرام نگاه کردن از پنجره را لذت می‌برد.

the children were engaged in imaginative window-gazing at the bustling street.

کودکان در حال نگاه کردن از پنجره به خیابان پر فعالیت با خیال فانتزی بودند.

window-gazing provided a welcome escape from the stressful meeting.

نگاه کردن از پنجره از جلسه استرس‌زا فاصله گرفتن لذت‌بخشی بود.

lost in window-gazing, she didn't hear the doorbell ring.

در حال نگاه کردن از پنجره غرق بود و زنگ دوچرخه را نشنید.

the elderly woman often indulged in peaceful window-gazing.

زن سالمند معمولاً در نگاه کردن آرام از پنجره لذت می‌برد.

he found solace in simple window-gazing at the falling snow.

او در نگاه کردن ساده از پنجره به برف‌های فرورفته آرامش یافت.

window-gazing offered a moment of reflection on the busy day.

نگاه کردن از پنجره لحظه‌ای برای تفکر در روز پرکاری ارائه داد.

the train journey was perfect for long periods of window-gazing.

سفر قطار برای دوره‌های طولانی نگاه کردن از پنجره کامل‌ترین زمان بود.

she practiced mindful window-gazing, observing the changing leaves.

او نگاه کردن از پنجره با دقت انجام می‌داد و برگ‌های در حال تغییر را مشاهده می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید