windowframe

[ایالات متحده]/ˈwɪndəʊfreɪm/
[بریتانیا]/ˈwɪndoʊfreɪm/

ترجمه

n. پنجره‌ای که چارچوب دارد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

broken windowframe

چهارچوب پنجره شکسته

old windowframe

چهارچوب پنجره قدیمی

wooden windowframe

چهارچوب پنجره چوبی

windowframe repair

repair چهارچوب پنجره

white windowframe

چهارچوب پنجره سفید

replace the windowframe

تعویض چهارچوب پنجره

windowframe cost

هزینه چهارچوب پنجره

painting the windowframe

رنگ کردن چهارچوب پنجره

damaged windowframe

چهارچوب پنجره آسیب دیده

windowframe installation

نصب چهارچوب پنجره

جملات نمونه

the wooden windowframe needs a fresh coat of paint.

چهارچوب پنجره چوبی نیاز به لایه‌ای جدید از رنگ دارد.

the old windowframe has begun to rot from exposure to rain.

چهارچوب پنجره قدیمی شروع به فساد کرده است به دلیل مواجهه با باران.

a crack appeared in the windowframe after the storm.

پس از باران شدید، یک شکاف در چهارچوب پنجره ظاهر شد.

we decided to replace the entire windowframe rather than repair it.

ما تصمیم گرفتیم که تمام چهارچوب پنجره را جایگزین کنیم به جای تعمیر آن.

the white windowframe complements the blue curtains perfectly.

چهارچوب پنجره سفید به طور کامل با پرده‌های آبی مکمل می‌شود.

the ornate windowframe features intricate carvings of flowers and leaves.

چهارچوب پنجره تزئینی با نقاشی‌های پیچیده گیاهان و برگ‌ها تزئین شده است.

the weather-beaten windowframe shows years of neglect.

چهارچوب پنجره که به دلیل عوامل آب و هوا فرسوده شده است، نشان دهنده سال‌ها نادیده گرفتن است.

peeling paint on the windowframe gives the house a neglected appearance.

لایه‌های رنگ از چهارچوب پنجره که از بین رفته‌اند، به خانه یک ظاهر نادیده گرفته می‌دهند.

restoration experts carefully preserved the original windowframe.

متخصصان بازسازی با دقت چهارچوب اصلی پنجره را حفظ کردند.

condensation collects in the corners of the aluminum windowframe.

تعریق در گوشه‌های چهارچوب پنجره آلومینیومی جمع می‌شود.

the windowframe requires a layer of primer before painting.

قبل از رنگ‌زنی، چهارچوب پنجره نیاز به لایه‌ای از پایه دارد.

strong winds caused the windowframe to warp and crack.

بادهای قوی باعث خم شدن و شکافت چهارچوب پنجره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید