windstorms

[ایالات متحده]/wɪndstɔːmz/
[بریتانیا]/wɪndstɔrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویدادهای آب و هوایی شدید که با بادهای قوی مشخص می‌شوند و اغلب با باران، برف یا گرد و غبار همراه هستند

عبارات و ترکیب‌ها

severe windstorms

طوفان‌های شدید

strong windstorms

طوفان‌های قوی

frequent windstorms

طوفان‌های مکرر

tropical windstorms

طوفان‌های گرمسیری

unexpected windstorms

طوفان‌های غیرمنتظره

devastating windstorms

طوفان‌های ویرانگر

rapid windstorms

طوفان‌های سریع

intense windstorms

طوفان‌های شدید

seasonal windstorms

طوفان‌های فصلی

isolated windstorms

طوفان‌های جدا افتاده

جملات نمونه

the region is often affected by severe windstorms.

این منطقه اغلب تحت تأثیر طوفان‌های شدید قرار می‌گیرد.

windstorms can cause significant damage to infrastructure.

طوفان‌ها می‌توانند آسیب قابل توجهی به زیرساخت‌ها وارد کنند.

residents were advised to stay indoors during the windstorms.

به ساکنان توصیه شد در طول طوفان‌ها در داخل خانه بمانند.

windstorms are common in this coastal area.

طوفان‌ها در این منطقه ساحلی رایج هستند.

the forecast predicts windstorms later this week.

پیش‌بینی هواشناسی نشان می‌دهد که این هفته بعد از آن طوفان رخ می‌دهد.

emergency services are preparing for potential windstorms.

خدمات اورژانس برای طوفان‌های احتمالی آماده‌سازی می‌کنند.

windstorms can uproot trees and disrupt power lines.

طوفان‌ها می‌توانند درختان را ریشه کن کرده و خطوط برق را مختل کنند.

travel plans may be affected by the upcoming windstorms.

برنامه‌های سفر ممکن است تحت تأثیر طوفان‌های پیش رو قرار گیرند.

windstorms often lead to hazardous driving conditions.

طوفان‌ها اغلب منجر به شرایط رانندگی خطرناک می‌شوند.

local authorities issued warnings about the approaching windstorms.

مقامات محلی در مورد طوفان‌های قریب‌الوقوع هشدار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید