windsurfing

[ایالات متحده]/'wɪn(d)sɜːfɪŋ/
[بریتانیا]/'wɪndsɝfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ورزش آبی که شامل سوار شدن بر روی تخته‌ای با بادبان متصل است

عبارات و ترکیب‌ها

Windsurfing board

تخته موج‌سواری

جملات نمونه

She gets her kicks from windsurfing and skiing.

او از موج‌سواری با باد و اسکی لذت می‌برد.

I enjoy windsurfing in the summer.

من از موج‌سواری با باد در تابستان لذت می‌برم.

She took windsurfing lessons to improve her skills.

او برای بهبود مهارت‌هایش در کلاس‌های موج‌سواری با باد شرکت کرد.

Windsurfing requires a good sense of balance.

موج‌سواری با باد به یک حس تعادل خوب نیاز دارد.

He travels to different beaches around the world for windsurfing.

او برای موج‌سواری با باد به سواحل مختلف در سراسر جهان سفر می‌کند.

The strong wind made windsurfing challenging.

باد شدید موج‌سواری با باد را چالش‌برانگیز کرد.

Many tourists visit this coastal town for windsurfing.

بسیاری از گردشگران برای موج‌سواری با باد به این شهر ساحلی سفر می‌کنند.

Windsurfing competitions are held annually in this area.

مسابقات موج‌سواری با باد به طور سالانه در این منطقه برگزار می‌شود.

I bought a new windsurfing board for the upcoming season.

من یک تخته موج‌سواری با باد جدید برای فصل آینده خریدم.

She fell into the water multiple times while learning windsurfing.

او در حالی که موج‌سواری با باد را یاد می‌گرفت، چندین بار در آب افتاد.

The beach is popular among windsurfing enthusiasts.

این ساحل در بین علاقه‌مندان به موج‌سواری با باد محبوب است.

نمونه‌های واقعی

How many windsurfing boards do you have?

چند تخته موج‌سواری دارید؟

منبع: American English dialogue

Yeah, but there is a swimming section and a windsurfing section, but anyway.

بله، اما بخش شنا و بخش موج‌سواری وجود دارد، اما به هر حال.

منبع: American English dialogue

I've tried windsurfing, although that was a long time ago.

من موج‌سواری را امتحان کرده‌ام، اگرچه مدتی طولانی پیش بود.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

Anything from on millimeter scraps of micro plastic to windsurfing boards and abandoned TVs.

از تکه‌های کوچک میکروپلاستیک یک میلی‌متری تا تخته‌های موج‌سواری و تلویزیون‌های رها شده، همه چیز.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

Anything from one millimeter scraps of micro plastic to windsurfing boards and abandoned TVs.

از تکه‌های کوچک میکروپلاستیک یک میلی‌متری تا تخته‌های موج‌سواری و تلویزیون‌های رها شده، همه چیز.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

It is really difficult to explain windsurfing cause, I show you. Can you stand up?

واقعاً توضیح موج‌سواری سخت است، چون من به شما نشان می‌دهم. آیا می‌توانید روی پا بمانید؟

منبع: American English dialogue

Yeah that sounds difficult. I don't think I'm ready for windsurfing.

بله، این به نظر دشوار می‌رسد. فکر نمی‌کنم برای موج‌سواری آماده باشم.

منبع: American English dialogue

OK, yeah, maybe I'll have to try windsurfing one of these days.

باشه، بله، شاید مجبور شوم یک روز موج‌سواری را امتحان کنم.

منبع: American English dialogue

But it isn't very windy, so I'm not doing much windsurfing.

اما باد خیلی نمی‌وزد، بنابراین زیاد موج‌سواری نمی‌کنم.

منبع: Junior High School English, Beijing Normal University Edition, Grade 7 (Lower Semester)

Many of sailing clubs are also windsurfing clubs.

بسیاری از باشگاه‌های قایقرانی نیز باشگاه‌های موج‌سواری هستند.

منبع: 30 Articles to Master the Core Vocabulary of Cambridge KET

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید