wineglasses

[ایالات متحده]/'waɪnɡlɑːs/
[بریتانیا]/'waɪnɡlæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شیشه که برای نوشیدن شراب استفاده می‌شود؛ شیشه‌ای با پایه بلند

جملات نمونه

a tall narrow wineglass.

یک لیوان باریک و بلند

She delicately held the wineglass in her hand.

او به آرامی لیوان را در دستش نگه داشت.

He accidentally knocked over the wineglass on the table.

او ناخواسته لیوان را روی میز واژگون کرد.

The waiter carefully refilled her wineglass with red wine.

خدمتکار با دقت لیوان او را با شراب قرمز دوباره پر کرد.

He swirled the wine in the wineglass before taking a sip.

او قبل از نوشیدن، شراب را در لیوان چرخاند.

She placed the wineglass next to the water glass on the table.

او لیوان را در کنار لیوان آب روی میز قرار داد.

The crystal wineglass sparkled in the candlelight.

لیوان بلور در نور شمع می درخشید.

He raised his wineglass for a toast to the newlyweds.

او لیوانش را برای تبریک به زوج تازه عروس بلند کرد.

The wineglass shattered into pieces when it fell on the floor.

وقتی روی زمین افتاد، لیوان به تکه های کوچک خرد شد.

She absentmindedly twirled the stem of the wineglass while deep in thought.

او در حالی که عمیقاً در فکر بود، به طور ناخودآگاه ساقه لیوان را چرخاند.

The wineglass clinked as they made a toast to celebrate the special occasion.

با بلند کردن لیوان برای تبریک، صدای برخورد لیوان ها به گوش رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید