winnowed

[ایالات متحده]/ˈwɪnəʊd/
[بریتانیا]/ˈwɪnoʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی winnow؛ برای جدا کردن یا تمایز قائل شدن
adj. تمیز شده توسط winnowing

عبارات و ترکیب‌ها

winnowed grain

غله‌ی الک شده

winnowed ideas

ایده‌های الک شده

winnowed results

نتایج الک شده

winnowed choices

انتخاب‌های الک شده

winnowed options

گزینه‌های الک شده

winnowed data

داده‌های الک شده

winnowed evidence

دلایل الک شده

winnowed facts

حقایق الک شده

winnowed feedback

بازخورد الک شده

winnowed information

اطلاعات الک شده

جملات نمونه

the team winnowed the candidates down to the top three.

تیم نامزدها را به سه نفر برتر کاهش داد.

after winnowing through the data, we found the key insights.

پس از بررسی داده‌ها، ما به بینش‌های کلیدی رسیدیم.

she winnowed her options before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، گزینه‌های خود را محدود کرد.

the farmer winnowed the grain to remove the chaff.

کشاورز برای جدا کردن کاه، گندم را جدا کرد.

they winnowed out the less relevant information.

آنها اطلاعات غیرضروری را حذف کردند.

he winnowed his thoughts to focus on the main issue.

او افکار خود را متمرکز کرد تا بر روی موضوع اصلی تمرکز کند.

the committee winnowed the proposals to find the best solution.

کمیته پیشنهادات را بررسی کرد تا بهترین راه حل را پیدا کند.

winnowed ideas can lead to more innovative solutions.

ایده‌های محدود شده می‌توانند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه‌تری شوند.

she winnowed her collection of books to only the favorites.

او مجموعه کتاب‌های خود را به کتاب‌های مورد علاقه‌اش محدود کرد.

the editor winnowed the manuscript down to its essential points.

ویراستار دست‌نویس را به نکات ضروری آن محدود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید