sifted

[ایالات متحده]/ˈsɪftɪd/
[بریتانیا]/ˈsɪftɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل sift; به دقت انتخاب یا بررسی کردن
adj. غربال شده

عبارات و ترکیب‌ها

sifted flour

آرد الک شده

sifted sugar

شکر الک شده

sifted soil

خاک الک شده

sifted grains

غلات الک شده

sifted spices

ادویه‌های الک شده

sifted dust

گرد و غبار الک شده

sifted materials

مواد الک شده

sifted particles

ذرات الک شده

sifted mixture

مخلوط الک شده

sifted content

محتوای الک شده

جملات نمونه

the baker sifted the flour to make it lighter.

آشپز برای سبکتر کردن آن، آرد را الک کرد.

she sifted through the documents to find the important ones.

او برای یافتن موارد مهم، اسناد را الک کرد.

they sifted the sand to remove any large particles.

آنها برای حذف هرگونه ذرات بزرگ، ماسه‌ها را الک کردند.

the detective sifted through the evidence for clues.

مامور پلیس مدارک را برای یافتن سرنخ‌ها الک کرد.

he sifted the information to find what was relevant.

او اطلاعات را الک کرد تا بفهمد چه چیزی مرتبط است.

after the storm, they sifted through the debris for survivors.

بعد از طوفان، آنها برای یافتن بازماندگان، میان آوارها جستجو کردند.

the teacher sifted the students' essays for plagiarism.

معلم مقالات دانش‌آموزان را برای سرقت ادبی بررسی کرد.

she carefully sifted the tea leaves before brewing.

او قبل از دم کردن، برگ‌های چای را با دقت الک کرد.

he sifted through his memories to recall that day.

او خاطراتش را الک کرد تا آن روز را به یاد بیاورد.

the chef sifted the cocoa powder for a smoother texture.

آشپز پودر کاکائو را برای بافت نرم‌تر الک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید