wintered well
خوب زمستان گذاری کرد
wintered over
زمستان گذاری کرد
wintered here
اینجا زمستان گذاری کرد
wintered abroad
در خارج از کشور زمستان گذاری کرد
wintered long
زمستان گذاری طولانی داشت
wintering season
فصل زمستان گذاری
wintered away
زمستان گذاری کرد
wintered through
از زمستان گذاری گذشت
wintered comfortably
به طور راحت زمستان گذاری کرد
wintered safely
به طور ایمن زمستان گذاری کرد
wintered well
خوب زمستان گذاری کرد
wintered over
زمستان گذاری کرد
wintered here
اینجا زمستان گذاری کرد
wintered abroad
در خارج از کشور زمستان گذاری کرد
wintered long
زمستان گذاری طولانی داشت
wintering season
فصل زمستان گذاری
wintered away
زمستان گذاری کرد
wintered through
از زمستان گذاری گذشت
wintered comfortably
به طور راحت زمستان گذاری کرد
wintered safely
به طور ایمن زمستان گذاری کرد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید