winterized

[ایالات متحده]/ˈwɪntəraɪzd/
[بریتانیا]/ˈwɪntərˌaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آماده برای زمستان; مجهز به محافظت زمستانی

عبارات و ترکیب‌ها

winterized vehicle

خودروی ضد سرما

winterized home

خانه ضد سرما

winterized equipment

تجهیزات ضد سرما

winterized plumbing

لوله کشی ضد سرما

winterized boat

قایق ضد سرما

winterized tires

لاستیک های ضد سرما

winterized cabin

کلبه ضد سرما

winterized garden

باغچه ضد سرما

winterized storage

فضای ذخیره سازی ضد سرما

winterized insulation

عایق بندی ضد سرما

جملات نمونه

the cabin was winterized to withstand the cold temperatures.

کابین برای مقاومت در برابر دمای سرد، عایق‌بندی شده بود.

we need to winterize the garden before the first frost.

ما باید قبل از اولین یخبندان باغ را عایق‌بندی کنیم.

make sure to winterize your vehicle for better performance.

مطمئن شوید وسیله نقلیه خود را برای عملکرد بهتر عایق‌بندی کنید.

the pipes were winterized to prevent freezing.

لوله ها برای جلوگیری از یخ زدن عایق بندی شدند.

they hired professionals to winterize their home.

آنها برای عایق‌بندی خانه‌شان متخصص استخدام کردند.

don't forget to winterize the sprinkler system.

یاد نداشته باشید سیستم آبیاری را عایق‌بندی کنید.

the company offers services to winterize your hvac system.

شرکت خدمات عایق‌بندی سیستم هواسازی شما را ارائه می‌دهد.

it's important to winterize your outdoor furniture.

عایق‌بندی مبلمان فضای باز شما مهم است.

the winterized home is ready for the snowstorm.

خانه عایق‌بندی شده برای طوفان برفی آماده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید