wipedout

[ایالات متحده]/waɪpt aʊt/
[بریتانیا]/waɪpt aʊt/

ترجمه

adj. کاملاً خسته؛ بسیار خسته
v. گذشته ساده و گذشته فعل از wipe out
phr. v. کاملاً نابود کردن؛ حذف کردن

جملات نمونه

after the double shift, i was completely wipedout.

بعد از شیفت دوگانه، کاملاً خسته شده بودم.

the long flight left the kids wipedout and cranky.

پرواز طولانی، بچه‌ها را خسته و عصبی کرد.

i feel wipedout after running a marathon in the heat.

بعد از دویدن ماراتن در گرما، احساس خستگی می‌کنم.

she looked wipedout from studying all night for the exam.

او از بس که تمام شب برای امتحان مطالعه کرده بود، خسته به نظر می‌رسید.

by noon, the team was wipedout from nonstop meetings.

ظرف ظهر، تیم از جلسات بدون وقفه خسته شده بود.

he came home wipedout and went straight to bed.

او به خانه آمد، کاملاً خسته بود و بلافاصله به رختخواب رفت.

the hiking trail was beautiful, but it wipedout my legs.

مسیر پیاده‌روی زیبا بود، اما پاهایم را خسته کرد.

they were wipedout after moving apartments all weekend.

آنها بعد از جابجایی آپارتمان در تمام آخر هفته، خسته شده بودند.

i’m wipedout today because the baby kept waking up.

امروز خسته ام چون نوزاد مدام از خواب بیدار می‌شد.

her voice sounded wipedout after the conference call.

صدای او بعد از کنفرانس تلفنی خسته به نظر می‌رسید.

the rescue workers were wipedout but refused to stop.

نجاتگران خسته بودند اما از توقف امتناع کردند.

we got wipedout by the workload during the holiday rush.

ما در زمان شلوغی تعطیلات، حجم کاری زیاد، خسته شدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید