wishbone

[ایالات متحده]/'wɪʃbəʊn/
[بریتانیا]/'wɪʃ'bon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان دوشاخه; استخوانی که اعتقاد بر این است که آرزوها را برآورده می‌کند; چیزی به شکل حرف Y.
Word Forms
جمعwishbones

عبارات و ترکیب‌ها

breaking the wishbone

شکستن استخوان آرزو

pulling the wishbone

کشیدن استخوان آرزو

جملات نمونه

to make a wish on the wishbone

برای آرزو کردن روی استخوان شانس

to break the wishbone

شکستن استخوان شانس

a tradition to pull the wishbone

یک سنت برای کشیدن استخوان شانس

the wishbone snapped in half

استخوان شانس از وسط شکست

to compete for the bigger piece of the wishbone

برای رقابت برای بزرگتر بودن قطعه استخوان شانس

to hold onto the wishbone tightly

محکم نگه داشتن استخوان شانس

the wishbone symbolizes good luck

استخوان شانس نماد خوش شانسی است

to pull the wishbone apart

برای جدا کردن استخوان شانس

to break the wishbone evenly

شکستن استخوان شانس به طور مساوی

to save the wishbone for later

نگهداری استخوان شانس برای بعد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید