wiving

[ایالات متحده]/ˈwaɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwaɪvɪŋ/

ترجمه

v. عمل ازدواج یا گرفتن همسر

عبارات و ترکیب‌ها

wiving life

زندگی مشترک

wiving choice

انتخاب همسر

wiving partner

همسر

wiving rights

حقوق همسر

wiving vows

عهد ازدواج

wiving ceremony

جشن ازدواج

wiving happiness

خوشبختی در زندگی مشترک

wiving support

حمایت در زندگی مشترک

wiving expectations

انتظارات در زندگی مشترک

wiving journey

سفر زندگی مشترک

جملات نمونه

wiving is a significant step in a relationship.

همسرگیری یک گام مهم در یک رابطه است.

they discussed the idea of wiving during dinner.

آنها ایده همسرگیری را در هنگام شام مورد بحث قرار دادند.

wiving brings new responsibilities and joys.

همسرگیری مسئولیت‌ها و شادی‌های جدیدی به ارمغان می‌آورد.

she believes in wiving for love, not convenience.

او معتقد است که همسرگیری باید برای عشق باشد، نه برای راحتی.

wiving can strengthen family bonds.

همسرگیری می‌تواند پیوندهای خانوادگی را تقویت کند.

they are excited about the prospect of wiving soon.

آنها برای همسرگیری قریب‌الوقوع هیجان‌زده هستند.

wiving often involves cultural traditions.

همسرگیری اغلب شامل سنت‌های فرهنگی می‌شود.

he is planning a special proposal before wiving.

او قبل از همسرگیری در حال برنامه‌ریزی یک پیشنهاد ویژه است.

wiving requires mutual understanding and respect.

همسرگیری نیاز به درک متقابل و احترام دارد.

they are considering the financial aspects of wiving.

آنها در حال بررسی جنبه‌های مالی همسرگیری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید