woodchuck

[ایالات متحده]/wʊdʧʌk/
[بریتانیا]/wʊdʧʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوندۀ آمریکای شمالی که به عنوان گراز زمینی نیز شناخته می‌شود؛ نوعی مARMOT

عبارات و ترکیب‌ها

woodchuck chuck

چلچک چوب‌زن

woodchuck habitat

زیستگاه چلچک چوب‌زن

woodchuck burrow

گودال چلچک چوب‌زن

woodchuck population

جمعیت چلچک چوب‌زن

woodchuck behavior

رفتار چلچک چوب‌زن

woodchuck diet

رژیم غذایی چلچک چوب‌زن

woodchuck sounds

صداهای چلچک چوب‌زن

woodchuck teeth

دندان‌های چلچک چوب‌زن

woodchuck facts

حقایق درباره چلچک چوب‌زن

woodchuck fur

پوشش چلچک چوب‌زن

جملات نمونه

how much wood would a woodchuck chuck?

چه مقدار چوب یک خوکچوب می تواند بچرخاند؟

the woodchuck is known for its burrowing habits.

خرگوش چوب به خاطر عادت کند و حفر کردنش معروف است.

we saw a woodchuck in the garden yesterday.

ما دیروز یک خوکچوب را در باغ دیدیم.

woodchucks are also called groundhogs.

خرگوش چوب ها همچنین به عنوان خرگوش زمینی شناخته می شوند.

the woodchuck is a common sight in north america.

خرگوش چوب یک منظره رایج در آمریکای شمالی است.

woodchucks can be quite territorial.

خرگوش چوب ها می توانند بسیار قلمرویی باشند.

many people enjoy watching woodchucks in the wild.

بسیاری از مردم از تماشای خوکچوب ها در طبیعت لذت می برند.

in folklore, a woodchuck predicts the weather.

در فولکلور، یک خوکچوب هوا را پیش بینی می کند.

woodchucks primarily eat plants and vegetables.

خرگوش چوب ها عمدتاً گیاهان و سبزیجات می خورند.

a woodchuck can dig a burrow several feet deep.

یک خوکچوب می تواند یک لانه را به عمق چند فوت حفر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید