wordplays

[ایالات متحده]/wɜːdpleɪz/
[بریتانیا]/wɜrdpleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از کلمات برای ایجاد تأثیر شوخ‌طبعانه یا هوشمندانه؛ بازی‌های لفظی یا کلمات بازی

عبارات و ترکیب‌ها

funny wordplays

بازی‌های کلام خنده‌دار

clever wordplays

بازی‌های کلام زیرکانه

creative wordplays

بازی‌های کلام خلاقانه

simple wordplays

بازی‌های کلام ساده

punny wordplays

بازی‌های کلام بامزه

witty wordplays

بازی‌های کلام هوشمندانه

unique wordplays

بازی‌های کلام منحصر به فرد

classic wordplays

بازی‌های کلام کلاسیک

visual wordplays

بازی‌های کلام بصری

جملات نمونه

wordplays can make language learning fun.

بازی با کلمات می‌تواند یادگیری زبان را سرگرم‌کننده کند.

she enjoys creating wordplays in her poetry.

او از ساختن بازی‌های کلمه در شعرش لذت می‌برد.

wordplays often require a good understanding of puns.

بازی‌های کلمه اغلب به درک خوبی از کنایه‌ها نیاز دارند.

he impressed everyone with his clever wordplays.

او با بازی‌های کلمه باهوش خود همه را تحت تاثیر قرار داد.

wordplays can be a great icebreaker at parties.

بازی‌های کلمه می‌توانند یک شروع‌کننده خوب در مهمانی‌ها باشند.

learning wordplays can enhance your vocabulary.

یادگیری بازی‌های کلمه می‌تواند دایره لغات شما را افزایش دهد.

they often use wordplays in their advertising campaigns.

آنها اغلب از بازی‌های کلمه در کمپین‌های تبلیغاتی خود استفاده می‌کنند.

her jokes are filled with clever wordplays.

نکته‌های او پر از بازی‌های کلمه باهوش است.

wordplays can be challenging but rewarding.

بازی‌های کلمه می‌توانند چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشند.

he loves to share his favorite wordplays with friends.

او عاشق به اشتراک گذاشتن بازی‌های کلمه مورد علاقه خود با دوستانش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید