workable

[ایالات متحده]/'wɜːkəb(ə)l/
[بریتانیا]/'wɝkəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل انجام; قابل پردازش; قابل شکل‌گیری
n. قابلیت انجام
adv. به‌طور قابل انجام

عبارات و ترکیب‌ها

workable solution

راه حل قابل اجرا

workable plan

برنامه قابل اجرا

workable strategy

استراتژی قابل اجرا

workable approach

رویکرد قابل اجرا

workable idea

ایده قابل اجرا

جملات نمونه

a workable peace settlement.

توافق صلح قابل اجرا

workable clay for making pots

خاک رس قابل انعطاف برای ساختن گلدان

more flour and salt can be added until they make a workable dough.

می‌توانید آرد و نمک بیشتری اضافه کنید تا خمیری قابل استفاده درست شود.

we turned clay soil into almost workable soil by composting it.

ما با کمپوست کردن، خاک رس را به خاکی تقریباً قابل استفاده تبدیل کردیم.

The young technical innovator didn’t lose heart though the new system was not yet brought into a workable condition.

اگرچه سیستم جدید هنوز به حالت قابل استفاده در نیامده بود، جوان نوآور فنی دل ناامید نکرد.

Assuming that the scheme is workable, how will you begin to implement it? Something that ispracticable is capable of being effected, done, or put into practice:

با این فرض که طرح قابل اجرا است، چگونه شروع به اجرا خواهید کرد؟ چیزی که قابل اجرا است، قادر به انجام یا به کار انداختن است:

Making cars by hand is possible but not economically feasible. Somethingviable is both practicable and workable; the term often implies capacity for continuing effectiveness or success:

ساخت ماشین ها به صورت دستی امکان پذیر است اما از نظر اقتصادی امکان پذیر نیست. چیزی قابل اجرا هم عملی و قابل استفاده است؛ این اصطلاح اغلب به معنای ظرفیت ادامه اثربخشی یا موفقیت است:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید