His workmates made a collection for his leaving party.
همکارانش برای مهمانی خداحافظی او مبلغی جمعآوری کردند.
He has kept up with a number of his old workmates since his retirement.
او از زمان بازنشستگی با تعدادی از همکاران سابق خود در ارتباط بوده است.
Girls (my workmates) pose in front of a towery rock named "male's pride"&"root of life"
دختران (همکاران من) در مقابل یک صخره بلند به نام "افتخار مردان" و "ریشه زندگی" ژست گرفتهاند.
The people we work with are called workmates and our friends at school are called classmates.
افرادی که با آنها کار میکنیم، همکار نامیده میشوند و دوستانمان در مدرسه، همکلاسی.
I have a new workmate starting next week.
من یک همکار جدید که هفته آینده شروع به کار میکند، دارم.
My workmate and I collaborate well on projects.
من و همکارم به خوبی روی پروژهها همکاری میکنیم.
It's important to have good communication with your workmate.
ارتباط خوب با همکارتان مهم است.
My workmate and I often grab lunch together.
من و همکارم اغلب با هم ناهار میخوریم.
I appreciate the support from my workmate during busy times.
من از حمایت همکارم در زمانهای شلوغ قدردانی میکنم.
My workmate and I share similar interests outside of work.
من و همکارم علایق مشابهی خارج از محل کار داریم.
It's nice to have a workmate who you can rely on.
داشتن یک همکاری که میتوانید به او اعتماد کنید، خوشایند است.
My workmate and I often bounce ideas off each other.
من و همکارم اغلب ایدههایمان را با یکدیگر مطرح میکنیم.
I enjoy the friendly atmosphere with my workmates.
من از فضای دوستانه با همکارانم لذت میبرم.
My workmate and I attend training sessions together.
من و همکارم در کنار هم در جلسات آموزشی شرکت میکنیم.
His workmates made a collection for his leaving party.
همکارانش برای مهمانی خداحافظی او مبلغی جمعآوری کردند.
He has kept up with a number of his old workmates since his retirement.
او از زمان بازنشستگی با تعدادی از همکاران سابق خود در ارتباط بوده است.
Girls (my workmates) pose in front of a towery rock named "male's pride"&"root of life"
دختران (همکاران من) در مقابل یک صخره بلند به نام "افتخار مردان" و "ریشه زندگی" ژست گرفتهاند.
The people we work with are called workmates and our friends at school are called classmates.
افرادی که با آنها کار میکنیم، همکار نامیده میشوند و دوستانمان در مدرسه، همکلاسی.
I have a new workmate starting next week.
من یک همکار جدید که هفته آینده شروع به کار میکند، دارم.
My workmate and I collaborate well on projects.
من و همکارم به خوبی روی پروژهها همکاری میکنیم.
It's important to have good communication with your workmate.
ارتباط خوب با همکارتان مهم است.
My workmate and I often grab lunch together.
من و همکارم اغلب با هم ناهار میخوریم.
I appreciate the support from my workmate during busy times.
من از حمایت همکارم در زمانهای شلوغ قدردانی میکنم.
My workmate and I share similar interests outside of work.
من و همکارم علایق مشابهی خارج از محل کار داریم.
It's nice to have a workmate who you can rely on.
داشتن یک همکاری که میتوانید به او اعتماد کنید، خوشایند است.
My workmate and I often bounce ideas off each other.
من و همکارم اغلب ایدههایمان را با یکدیگر مطرح میکنیم.
I enjoy the friendly atmosphere with my workmates.
من از فضای دوستانه با همکارانم لذت میبرم.
My workmate and I attend training sessions together.
من و همکارم در کنار هم در جلسات آموزشی شرکت میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید