| جمع | workovers |
workover rig
چاله حفاری بازسازی
workover operation
عملیات بازسازی
workover job
کار بازسازی
workover unit
واحد بازسازی
workover plan
برنامه بازسازی
workover fluid
سیال بازسازی
workover service
خدمات بازسازی
workover procedure
روش بازسازی
workover costs
هزینه های بازسازی
workover completion
اتمام بازسازی
the engineer conducted a workover on the oil well to increase production.
مهندس یک عملیات تعمیر و نگهداری بر روی چاه نفت انجام داد تا تولید را افزایش دهد.
after the initial failure, they planned a workover to fix the issues.
پس از شکست اولیه، آنها برای رفع مشکلات یک عملیات تعمیر و نگهداری برنامه ریزی کردند.
we need to schedule a workover for the damaged equipment.
ما باید یک عملیات تعمیر و نگهداری برای تجهیزات آسیب دیده برنامه ریزی کنیم.
the workover team arrived on-site to assess the situation.
تیم عملیات تعمیر و نگهداری برای ارزیابی وضعیت در محل رسید.
he specializes in workover operations in the gas industry.
او در عملیات تعمیر و نگهداری در صنعت گاز تخصص دارد.
the workover process can be complex and time-consuming.
عملیات تعمیر و نگهداری می تواند پیچیده و زمان بر باشد.
they used advanced technology for the workover procedures.
آنها از فناوری پیشرفته برای رویه های عملیات تعمیر و نگهداری استفاده کردند.
proper planning is essential for a successful workover.
برنامه ریزی مناسب برای یک عملیات تعمیر و نگهداری موفق ضروری است.
the company invested in training for workover specialists.
شرکت در آموزش متخصصان تعمیر و نگهداری سرمایه گذاری کرد.
they completed the workover ahead of schedule, saving costs.
آنها عملیات تعمیر و نگهداری را زودتر از موعد به پایان رساندند و در هزینه ها صرفه جویی کردند.
workover rig
چاله حفاری بازسازی
workover operation
عملیات بازسازی
workover job
کار بازسازی
workover unit
واحد بازسازی
workover plan
برنامه بازسازی
workover fluid
سیال بازسازی
workover service
خدمات بازسازی
workover procedure
روش بازسازی
workover costs
هزینه های بازسازی
workover completion
اتمام بازسازی
the engineer conducted a workover on the oil well to increase production.
مهندس یک عملیات تعمیر و نگهداری بر روی چاه نفت انجام داد تا تولید را افزایش دهد.
after the initial failure, they planned a workover to fix the issues.
پس از شکست اولیه، آنها برای رفع مشکلات یک عملیات تعمیر و نگهداری برنامه ریزی کردند.
we need to schedule a workover for the damaged equipment.
ما باید یک عملیات تعمیر و نگهداری برای تجهیزات آسیب دیده برنامه ریزی کنیم.
the workover team arrived on-site to assess the situation.
تیم عملیات تعمیر و نگهداری برای ارزیابی وضعیت در محل رسید.
he specializes in workover operations in the gas industry.
او در عملیات تعمیر و نگهداری در صنعت گاز تخصص دارد.
the workover process can be complex and time-consuming.
عملیات تعمیر و نگهداری می تواند پیچیده و زمان بر باشد.
they used advanced technology for the workover procedures.
آنها از فناوری پیشرفته برای رویه های عملیات تعمیر و نگهداری استفاده کردند.
proper planning is essential for a successful workover.
برنامه ریزی مناسب برای یک عملیات تعمیر و نگهداری موفق ضروری است.
the company invested in training for workover specialists.
شرکت در آموزش متخصصان تعمیر و نگهداری سرمایه گذاری کرد.
they completed the workover ahead of schedule, saving costs.
آنها عملیات تعمیر و نگهداری را زودتر از موعد به پایان رساندند و در هزینه ها صرفه جویی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید