worksite

[ایالات متحده]/wɜːksaɪt/
[بریتانیا]/wɜrkˌsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی که کار در حال انجام است، به ویژه در ساخت و ساز
Word Forms
جمعworksites

عبارات و ترکیب‌ها

worksite safety

ایمنی محل کار

worksite inspection

بازرسی محل کار

worksite manager

مدیر محل کار

worksite conditions

شرایط محل کار

worksite hazards

خطرات محل کار

worksite equipment

تجهیزات محل کار

worksite rules

قوانین محل کار

worksite access

دسترسی به محل کار

worksite layout

چیدمان محل کار

worksite training

آموزش محل کار

جملات نمونه

the worksite was buzzing with activity.

محل کار مملو از فعالیت بود.

safety regulations are crucial at the worksite.

قوانین ایمنی در محل کار بسیار مهم هستند.

we need to conduct a safety inspection at the worksite.

ما باید یک بازرسی ایمنی در محل کار انجام دهیم.

workers must wear helmets at the worksite.

کارگران باید در محل کار کلاه ایمنی بپوشند.

the worksite was closed due to bad weather.

به دلیل آب و هوای نامساعد، محل کار بسته شد.

communication is key to a successful worksite.

ارتباط کلید یک محل کار موفق است.

they are planning to expand the worksite next month.

آنها قصد دارند ماه آینده محل کار را گسترش دهند.

all workers received training before arriving at the worksite.

همه کارگران قبل از رسیدن به محل کار آموزش دیدند.

we need to ensure proper lighting at the worksite.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که نورپردازی مناسب در محل کار وجود دارد.

the worksite was organized efficiently to maximize productivity.

محل کار به طور کارآمد سازماندهی شد تا بهره وری را به حداکثر برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید