workweek

[ایالات متحده]/wɜːkwiːk/
[بریتانیا]/wɜrkwiːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هفته ساعات کاری

عبارات و ترکیب‌ها

short workweek

هفته کاری کوتاه

long workweek

هفته کاری طولانی

flexible workweek

هفته کاری انعطاف پذیر

standard workweek

هفته کاری استاندارد

busy workweek

هفته کاری پرمشغله

productive workweek

هفته کاری پربار

full workweek

هفته کاری کامل

compressed workweek

هفته کاری فشرده

ideal workweek

هفته کاری ایده آل

remote workweek

هفته کاری از راه دور

جملات نمونه

many employees look forward to the weekend after a long workweek.

بسیاری از کارمندان مشتاقانه منتظر آخر هفته پس از یک هفته کاری طولانی هستند.

it's important to maintain a work-life balance during the workweek.

حفظ تعادل بین کار و زندگی در طول هفته کاری مهم است.

she feels exhausted by the end of the workweek.

او در پایان هفته کاری احساس خستگی می‌کند.

some people prefer to start their workweek on a monday.

برخی از افراد ترجیح می‌دهند هفته کاری خود را در روز دوشنبه شروع کنند.

he plans to finish his projects before the workweek ends.

او قصد دارد پروژه‌های خود را قبل از پایان هفته کاری به پایان برساند.

during the workweek, it's crucial to stay organized.

در طول هفته کاری، حفظ سازماندهی بسیار مهم است.

she enjoys a coffee break during her busy workweek.

او از یک استراحت قهوه در طول هفته کاری پرمشغله خود لذت می‌برد.

at the end of the workweek, many people unwind with friends.

در پایان هفته کاری، بسیاری از مردم با دوستان خود استراحت می‌کنند.

he sets goals for himself at the start of each workweek.

او در ابتدای هر هفته کاری برای خود اهدافی تعیین می‌کند.

the workweek can be stressful, but it's rewarding.

هفته کاری می‌تواند استرس‌زا باشد، اما پاداش‌دهنده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید