grub

[ایالات متحده]/grʌb/
[بریتانیا]/ɡrʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. حفر کردن; جستجو کردن; کاوش کردن
vt. جستجو کردن با حفر; چیزی را بیرون آوردن; ریشه کن کردن
n. لاروها، کرم‌ها; [slang] غذا.

جملات نمونه

grub for a living.

برای امرار معاش به دنبال غذا می‌گردد.

Where did the leader grub up that nasty bunch of soldier?

رهبر آن گروه زننده از سربازان را از کجا به دست آورد؟

she has achieved material independence without having to grub for it.

او بدون نیاز به تلاش زیاد، به استقلال مالی رسیده است.

Any of various insect larvae that live and feed within a leaf, including caterpillars, sawfly larvae, beetle and weevil grubs, and dipteran maggots.

هر یک از لاروهای مختلف حشرات که در داخل یک برگ زندگی و تغذیه می‌کنند، از جمله کرم‌های خیاط، لارو اره‌نگ، لارو حشرات و پوسته‌کنی‌ها و لارو مگس‌ها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید